مىنويسد : « در 1501 مبلغ صد تومان پول بزرگى بود . در آن زمان جمع مال و اموال زكريا تبريزى وزير جمعا پنجاه تومان بود . اكنون كاتب و قبضنويس شاه تهماسب صد تومان مواجب مىگيرد . » در ادامه آورده است : « در زمان كنونى بسيارى تاجر ترك و تاجيك وجود دارد كه تا سى هزار و ده هزار تومان قدرت مالىاش مىرسد . اكنون هزار تومان ارزش ندارد . آشپز و بقال بيشتر از دويست تا سيصد تومان پول ذخيره دارند . همهء اينها نتيجهء آبادى كشور هستند .
مكلفيات ديوان از ميان رفته ، مالياتهاى ده ساله و بيست ساله در خود رعيت مانده است . قلم حواله سالى يك بار مانند مارى سر از لانه بيرون مىكند . » « 1 »
بوداق قزوينى با تشبيه مأموران مالياتى به مارى كه زود به زود از لانه بيرون مىآيند ، اشاره مىكند كه آنان با زور ماليات زيادى از مردم مىگرفتند ولى اكنون سالانه يك بار ماليات گرفته مىشود . اين مطلب در نوع خود بسامان شدن اخذ ماليات را نشان مىدهد . با اين حال افنديف از اين مطلب نتيجهء اشتباه گرفته است . او اينگونه فرض مىكند كه مأموران مالياتى همچون مار هر روز يك بار از لانه بيرون مىآمدند . بدين ترتيب او اين مرحله را عرصهء تنزل اقتصادى تبريز معرفى كرده است .
اسكندر منشى در سال 993 ق . ( 1585 م . ) تبريز را « شهرى عظيم در ميان سرزمينهاى اسلامى كه بيشتر مردمش به تجارت و صنعت مشغول هستند » ناميده ، و محمود نطنزى نويسندهء سدهء شانزدهم تبريز را « چشم و چراغ » تمام ايران عنوان كرده است . « 2 »
در سالهاى 957 - 988 ق . ( 1550 - 1580 م . ) تبريز از نظر اقتصادى بسيار پيشرفته كرد .
اين شهر نه تنها در ايران بلكه در تمام كشورهاى شرق نزديك و ميانه مركز مهم تمدن ، اقتصاد و سياست بود . درست به همين جهت نيز تبريز توجه اشغالگران عثمانى را به خود جلب كرده بود . نوشتههاى جيووانى باتيستى كه در 993 ق . ( 1585 م . ) تبريز را ديد ، اين نظر را تأييد مىكند . او مىنويسد قلمرو دولت صفويان به هفت ايالت تقسيم مىشد . خراسان به مركزيت هرات ايالت سوم و آذربايجان به مركزيت تبريز چهارمين ايالت محسوب مىگرديد . شاه از خراسان و آذربايجان بيشتر از ايالت عراق به مركزيت اصفهان و ايالت عجم به مركزيت شيراز درآمد داشت .
در اين دوره تبريز مرحلهاى از رشد اقتصادى را تجربه كرد ، ولى مشخص نيست كه چرا برخى پژوهشگران مانند پطروشفسكى و افنديف اين دوره را مرحلهء تنزل اقتصادى تبريز
هامش
( 1 ) . بوداق قزوينى ، جواهر الخبر ، ورقهء 285B.
( 2 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 308 ، نقاوة الاثار ، ص 170 .