از سپتامبر 1586 تا اوت 1603 م . ( 986 - 1011 ق . ) تبريز در اشغال عثمانيان بود . اقتصاد شهر دورهء تنزلش را مىگذراند . تاجرانى كه از طرف دولت صفوى به تجارت مىآمدند ، در مرزها آزار مىديدند . در زمان اشغال تبريز عثمان پاشا حاكم وان يكى از تاجران خاصه را كشت و اموالش را غارت كرد . « 1 »
انعقاد قرارداد صلح ميان ايران و عثمانى در سال 1020 ق . ( 1612 م . ) ، اصلاحات شاه تهماسب اول ، برپايى مزارع خراب شده و تكميل راههاى كاروانرو جهت بسامان كردن راههاى تجارى به پيشرفت اقتصادى منجر شد . مالياتها و مكلفيات تحت قاعده درآمد . شاه تهماسب اول مردم تبريز را كه در زمان جنگهاى صفوى - عثمانى زيانهاى بسيار ديده بودند ، از ماليات معاف كرد و با اين كار زمينه را براى احياى كشاورزى و فعاليت فراهم نمود . ارتش عثمانى در نبرد شانزدهم اكتبر 1611 م . ( 1019 ق . ) در خسرو شاه شكست خورد و از تبريز عقبنشينى كرد .
سپس اهالى شهر كه به اطراف كوچ كرده بودند ، به تبريز بازگشتند . در همان سال شاه تهماسب اول مردم تبريز را به مدت دو سال از پرداخت مالوجهات و ماليات ديوانى معاف كرد . « 2 »
در سال 1027 ق . ( 1618 م . ) چون ارتش عثمانى به تبريز نزديك شد ، تعداد زيادى از اهالى از شهر مهاجرت كردند . به محض ترك شهر توسط نيروهاى عثمانى ، شاه عباس دستور داد قاراچقاى خان حاكم تبريز و بيگلر بيگى آذربايجان زيان وارد شده به مردم را از خزانه جبران كند . « 3 » در سال 1024 ق . ( 1615 م . ) به دستور شاه عباس اول مقرر شد كه تمامى شهرهاى ممالك محروسه از جمله تبريز در عرض يك ماه از سال ( ماه رمضان ) از ماليات مال و خراج معاف باشند . علاوه بر اين در همان سال داروجگى و ماليات احداث « 4 » لغو شد . « 5 »
اين تدبيرها شرايط را براى شكوفايى اقتصاد تبريز فراهم كرد . روابط اقتصادى با كشورهاى اروپايى و در درجهء اول روسيه گسترش يافت . تدبيرهايى براى رفت و آمد آسوده و امن كاروانها انديشيده شد . اگر كالاهاى تاجرى در راه غارت مىگرديد ، بايد به او بازگردانده مىشد ، در غير اين صورت حاكم آن منطقه ملزم به جبران خسارت بود . « 6 » اسكندر منشى مىنويسد در نتيجهء اين تدبير ، امنيت در راهها برقرار شد . رفت و آمد تاجران از كشورهاى مختلف جهان به قلمرو
هامش
( 1 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 637 .
( 2 ) . همان ، ص 825 ، 938 .
( 3 ) . همان ، ص 938 .
( 4 ) . مالياتى كه از مرتكب جنايت و ضرب و جرح گرفته مىشد .
( 5 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 895 - 896 .
( 6 ) . همان ، ص 1106 .