در سال 1073 ق . ( 1663 - 1665 م . ) از ايران حدود هفتاد و سه هزار و سيصد و هفتاد و هشت منات كالا براى خزانهء روسيه خريدارى شد « 1 » ، در حالى كه اين ميزان براى تبريز در 1073 ق .
( 1663 م . ) حدود صد و دو هزار و شصت منات بود ، يعنى از ميزان اموال خريدارى شده از ايران در عرض سه سال يك هفتم متعلق به تبريز بود . اين نمونه نقش مهم تبريز را در تجارت ميان دولت صفوى و روسيه نشان مىدهد . از سوى ديگر در سال 1073 ق . ( 1663 م . ) از مقدار كالايى كه از روسيه وارد تبريز شد صد و شصت و پنج هزار و هشتصد منات بود ، در حالى كه در همان سال تاجران روس مقدار صد و دو هزار و شصت منات كالا صادر كردند . اينها اموالى بودند كه روسها به تبريز وارد مىكردند . اگر كالاهاى شخصى و اموالى را كه به تبريز مىآوردند نيز اضافه كنيم ، نقش مهم بازار تبريز در فروش كالاهاى روسى و اروپايى روشن مىشود .
ابريشم تبريز جايگاه مهمى در كالاهاى صادراتى به روسيه داشت . در سالهاى 1085 - 1092 ق . ( 1675 - 1681 م . ) « 2 » از ايران مقدار چهار هزار و پانصد پود انواع مختلف ابريشم رنگى به هشترخان صادر شد . اين ابريشم از فرحآباد « 3 » ، شماخى ، گنجه و تبريز برده مىشد . « 4 » محصولات تبريز مانند پارچههاى ابريشمى زردار ، زرباف ، پارچهء ابريشمى رنگى ، پارچهء ابريشمى يك رنگ ، اديال ، اطلس ، قاليچه ، پوست ، چرم ، كفش و خشكبار به كشورهاى خارجى صادر مىگرديد .
در سدهء هفدهم ميلادى تاجران تبريزى كالاهايى چون ابريشم ، پارچههاى شفاف نيمه ابريشمى ، پنبهاى و روسرىهاى گلدار يكرنگ به روسيه مىبردند . از قزوين ، شماخى و تبريز نيز قاليچه ، زرباف ، اطلس ، ابريشم زردار طلايى و نقرهاى ، پارچهء ابريشم يك رنگ ( كمنى ) ، پارچهء زردار ، دارايى و . . . صادر مىشد . « 5 » مطلب زير نقش تاجران تبريزى را در گسترش تجارت ميان روسيه و اروپا با تبريز نشان مىدهد . در 1666 گفتگوهايى با تزار روسيه الكسى ميخائيلوويچ دربارهء انتقال ابريشم خام به روسيه و از آنجا به اروپا انجام شد . در اين گفتگوها تاجران تبريزى نيز در كنار تاجران شماخى و باكو حضور داشتند .
تبريز همچنين در تجارت دايمى با اروپا از طريق تركيه نقش مهمى داشت . تاورنيه با مشاهدهء
هامش
( 1 ) . همان ، ص 51 .
( 2 ) . حسينوف 1675 - 1691 قيد كرده است .
( 3 ) . در اسناد روسى فارابات جايى است كه بر سر راه سوادكوه به مازندران واقع شده است . از سوادكوه تا آنجا 40 - 45 فرسخ فاصله دارد . آنجا به امر شاه عباس اول آباد گرديد و « فرحآباد » ناميده شد . ( نك : تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 990 . )
( 4 ) . كوكانوا ، همان ، ص 58 .
( 5 ) . حيدروف ، همان ، ص 52 ، 57 ، 61 - 63 .