بازارى ( بازار شمشيرسازان ) ، قالايچيلار بازارى ( بازار رويگران ) و . . . « 1 »
گرد آمدن صنعتكاران بر اساس نوع صنعتشان ضرورت تاريخى داشت . عواملى چون افزايش تعداد صنعتگران در هر رشته ، پيدايش تقسيم كار در ميان صنعتگران ، افزونى تقاضا براى محصولات صنعتى و قرار گرفتن صنعتگران در معرض ستم اعيان ، اين ضرورت تاريخى را پيش آورد . اتحاد صنعتگران براساس نوع پيشه از يكسو موجب برپايى تشكيلات و ايجاد شرايط مبارزه جهت استيفاى حقوق صنفى مىشد و از سوى ديگر براى دولت نيز سودمند بود . اهميت اين اتحاد براى دولت بدين شرح است :
1 . دولت مىتوانست خبرها را توسط جارچيان به صنعتگران برساند .
2 . كار تعيين ماليات هر صنف در ابتداى سه ماههء اول هر سال و اخذ آن سريعتر و راحتتر شده بود .
3 . قيمتگذارى بر محصولات صنعتى و نظارت بر فروش آنها به قيمت مصوب آسانتر بود .
4 . گرد آوردن صنعتگران در عيد نوروز و ساير جشنها در يك جا و همچنين جلب آنها براى بيگارى آسان مىشد .
اين اتحاد نمىتوانست مانند وضعيت اروپا تأثيرى در حيات شهر بر جاى گذارد . شاردن مىنويسد : « شخصى از طرف شاه براى رياست هر صنف تعيين مىشد . آنها در حقيقت تشكيلات اجتماعى و اتحاديههاى خصوصى نداشتند . « 2 » چرا كه آنان به هيچ وجه يك جا جمع نمىشوند . براى صنعتگران و پيشهوران بازرس و يا رئيس خاصى وجود نداشت . تنها رئيس يك گروه از صنعتگران قواعدى بنا نهاده كه آنها عادتا طبق همان قاعده رفتار مىكنند . ميان كارگاهها و مغازهها همواره فاصلهء معينى وجود داشت . ولى براى صنايع معين چنين وضعيتى وجود نداشت . هر صنعتكارى كه خواهان گشودن مغازهاى بود ، نزد رئيس رفته نام و محل كار خود را مىنويساند و در مقابل مبلغى پول به رئيس مىداد . رئيس از اين صنعتكار نمىپرسيد كه در نزد كدام استاد اين فن را آموخته است .
ميان صنعتگران قاعده و قانون مشخصى وجود نداشت . مثلا اگر به مسگر سفارش ساخت يك مجمعهء نقرهاى را مىدادند مىپذيرفت . هر كس هرچه مىخواست مىساخت . از اينرو ميان آنها هيچ اختلافى بروز نمىكرد . تعهد معينى ميان استاد و شاگرد وجود نداشت . به شاگردان كارآموز هيچچيز نمىدادند . شاگردانى كه براى صنعت معينى نزد استاد گذاشته مىشد ، در
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 375 ، 485 ؛ جمللى كاررى ، ص 35 ؛ اولياء چلبى ، سياحتنامه سى ، ج 2 ، ص 251 .
( 2 ) . منظور تشكيلات صنعتگران اروپاست .