تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
براى استقبال از او در شتاب بودند . » « 1 » اصطلاحات « صناع » ، « اصناف » و « اهل محترفه » معناى تشكيلات صنعتگران را نمىداد . در سدهء چهاردهم ميلادى به اهل بازار و صنعتگران « سوق » و « محترفه » « 2 » ، و در سده‌هاى شانزدهم و هفدهم ميلادى به صنعتگران در تبريز « صناع » ، « اهل محترفه » ، « انصاف محترفات » ، « ارباب حرف » و « اصناف » گفته مىشد . « 3 » هر سه اصطلاح به صورت مترادف در منابع وجود دارد . نطنزى نويسندهء سدهء شانزدهم ميلادى صنعت‌كاران تبريز را « ارباب صنعت و اهل محترفه » ، اهالى شهر و صنعت‌كاران را « عامهء اهالى و اصناف » ، و حسن بيگ روملو نيز « صناع » ، « محترفه » و « اوساط الناس » ناميده‌اند . « اصناف » در عربى جمع « صنف » و به معناى زمره و طبقه است . هندو شاه نخجوانى نويسندهء سدهء چهاردهم ميلادى « اصناف الناس » ، « اصناف مردم » و « اصناف رعايا » يعنى طبقهء ماليات‌ده آورده است . « 4 » در سدهء شانزدهم و هفدهم ميلادى اصطلاح « اصناف » يا « اصناف محترفه » هماهنگ با يك رشتهء صنعتى به گروهى از صنعتگران گفته مىشد كه در يك راستهء بازار ، بازار يا محله مشغول به كار بودند . در شهرهاى مشرق زمين از جمله تبريز به عنوان مركز مهم صنايع ، صنعتگران چند زمره بودند . هر كدام از اين‌ها سالانه مالياتى به نام « بنيچه » به شاه پرداخت مىكردند . تاورنيه از ميان اين صنعتگران كفاشان ، چاقوسازان ، آهنگران و ساير زمره‌ها را نام برده است . « 5 » رافائل دومان اصطلاح « صنف » يا « اصناف » را در معناى گروه صنعتگران به كار برده است . او با گفتن « اصناف » گروهى از صنعتگران را در نظر داشت كه در يك محلهء معين فعاليت مىكردند . رافائل دومان در تحليل اصطلاح « صنف » مىنويسد مغازه‌هاى اصناف در كنار يكديگر است . « 6 » به طور كلى به گروهى از صنعتگران كه در يك محل و يك رشته كار مىكردند ، « صنف » و به جمع آن‌ها « اصناف » گفته مىشد . نويسندهء كتاب تذكرة الملوك در بحث از وضعيت كلانتر ، نقيب و محتسب دربارهء وجود تشكيلات صنعتگران اشاراتى كرده است . نويسنده در بحث از وظايف كلانتر شهر مىنويسد : « وظيفهء كلانتر تعيين كدخدايان محله و ريش‌سفيدان اصناف است . افراد يك رشته از صنعت از
هامش
( 1 ) . خلاصة التواريخ ، نسخهء اول ، ورقهء 203A. ( 2 ) . دستور الكاتب ، ج 2 ، ص 225 - 226 . ( 3 ) . فتوحات شامى ، ورقهء 63 ؛ احسن التواريخ ، ص 273 ، 410 ؛ خلاصة التواريخ ، نسخهء اول ، ورقهء 203 ؛ نقاوة الاثار ، ص 158 ، 233 ؛ تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 101 - 102 ؛ تذكرة الملوك ، ص 49 . ( 4 ) . دستور الكاتب ، ج 1 ، ص 137 ، 197 ، ج 2 ، ص 86 ، 112 ؛ نقاوة الاثار ، ص 158 ، 388 . ( 5 ) . تاورنيه ، ص 596 . ( 6 ) . رافائل دومان ، ص 30 - 31 .