ميان خود فردى معتبر را انتخاب كرده ، رضايتنامهاى براى او نوشته مواجب برايش تعيين مىنمودند . . . نقيب همان كاغذ را مهر كرده و سپس آن را نزد كلانتر شهر برده و به تأييد او مىرساند . او از كلانتر براى ريشسفيد اصناف تعليقه و خلعت مىگرفت . » « 1 » صنعتگران اين ريشسفيد را انتخاب مىكردند ، ولى كلانتر او را تأييد مىنمود . پس از تصديق كلانتر رئيس صنعتگران معتبر شناخته مىشد . رئيس تشكيلات صنعتگران در اول سه ماههء نخست سال نزد نقيب مىرفت و بنيچهء صنعتگران تحت رياست خود را با او تعيين مىنمود . محتسب نيز هر ماه با ريشسفيدان يك صنف قيمت كالاهاى فروشى را براساس قانون مشخص مىكرد و از او تعهد كتبى مىگرفت . « 2 »
صنعتگران بنا به پيشه و صنعت خود تشكيلات جداگانهاى داشتند . شخصى كه آنها از ميان خود برمىگزيدند ، رئيس تشكيلات همان صنعت مىشد . وظيفهء اساسى او تعيين مقدار ماليات همان صنف ، جمعآورى بهموقع آن و نظارت بر قيمت كالاها بود . هر شخصى كه از شاگردى به استادى ارتقا مىيافت ، فقط با تأييد رئيس تشكيلات صنعتگران و كلانتر مىتوانست استاد شناخته شود . « 3 »
رئيس تشكيلات صنعتگران نقش واسطه را ميان صنعتگران و كارگزاران انضباطى و ملكى شهر بازى مىكرد . رئيس صنعتگران دربارى مستقيما از طرف شاه انتخاب مىشد ، مواجبش را از دولت مىگرفت و بر صنعتگران زيردست خود رياست مىكرد . صنعتگران آزاد رئيسشان را خود برمىگزيدند و مواجبش را نيز خود مىپرداختند . وقتى كسى به عنوان رئيس صنعتگران آزاد برگزيده مىشد دفاع از منافع صنف را هدف اساسى قرار مىداد . برعكس رئيس صنعتگران دربارى افراد زيردست خود را استثمار مىكرد . تاورنيه ضمن بحث از موقعيت رئيس صنعتگران دربارى مىنويسد : « اين رؤسا از دولت موجب گرفته ، خود كار نمىكنند ولى بر صنعتگران زيردست خود حكمرانى مىكنند . » « 4 »
در تبريز نيز همچون شهرهاى ديگر آذربايجان صنعتگران يك رشته در بازار كنار هم كار مىكردند . در منابع مختلف محل كار آنها « بازار » آمده است ؛ پاپاق تيكنلر بازارى ( بازار كلاهدوزان ) ، زرگرلر بازارى ( بازار زرگران ) ، كمر قئيرنلر بازارى ( بازار سراجان ) ، قيلينج قئيرنلر
هامش
( 1 ) . تذكرة الملوك ، ص 47 - 48 .
( 2 ) . همان ، ص 59 .
( 3 ) . براى آگاهى بيشتر نك : حيدروف ، همان ، ص 120 - 121 ، 137 - 141 .
( 4 ) . تاورنيه ، ص 596 .