مىدادند . در مشرق زمين از جمله تبريز ماليات ساليانهء صنعتگران با نظر رئيس تشكيلات تعيين مىشد . شركت مأموران دولتى شهر در اين كار ضرورى بود . پس از آنكه سياهه از طرف دولت تأييد مىگرديد ، مالياتها طبق آن پرداخت مىشد .
3 . در اروپا تركيب شوراى تشكيلات صنعتگران از استادان همان فن تشكيل مىشد ، در شرق نيز صنعتگران ريشسفيد بر تشكيلات رهبرى مىكردند . شوراى تشكيلات نيز در كارهاى داخلى خود نقش مهمى داشت . وظايفى همچون تعيين ماليات ، پرداخت به موقع آن ، حل اختلاف ميان استاد و شاگرد يا اختلاف ميان صنعتگران از وظايف شورا بود . رئيس تشكيلات صنعتگران در تبريز شيخ يا ملك ناميده مىشد . در منابع مختلف به اصطلاحاتى چون « شيخى توپچىباشى » و « ملك الصناع » برمىخوريم .
4 . در اروپا شاغلان براى هر صنعت تشكيلاتى را درست مىكردند . وضعيت در تبريز نيز به همين صورت بود . صنعتگران تبريز يك خصوصيت ديگر نيز داشتند و آن اينكه آنان بنا به صنعت خود در يك بازار يا راسته در كنار هم فعاليت مىكردند و حتى بيشتر وقتها در يك محله مىزيستند ، مانند محلهء چوستدوزان ، محلهء دباغان ، محلهء حجاران ، باغ چكمهدوزان ، باغ صنعتگران ، باغ سوزنكنان ، باغ كلاهدوزان و . . .
5 . در اروپا علاوه بر تشكيلات صنعتگران ، تشكيلات ديگرى نيز متعلق به تاجران يا پيشهوران وجود داشت . در تبريز نيز تاجران ، نوازندگان و . . . تشكيلاتى داشتند . كدخدايان رياست تشكيلات تاجران را بر عهده داشتند . در تبريز نيز مانند شهرهاى ديگر آذربايجان ، هر محله كدخدايى داشت . ساكنان محله از ميان خود يك كدخدا برمىگزيدند و به تأييد نقيب و كلانتر شهر مىرساندند . در تبريز كدخدايان محله نفوذ فراوانى داشتند . الساندرو نقش كدخدايان محلات تبريز را چنين توضيح مىدهد : « قدرت كدخدايان در شهر از قدرت شاه بيشتر است . بدين ترتيب كه قيمت گوشت گران مىشود و ميان كدخدايان و مأموران دولت اختلاف بروز مىكند .
كدخدايان به خانههاى آنها حمله كرده و آنها را مىكشند . بدين جهت از آن زمان هيچ تدبيرى براى محدود كردن صلاحيت آنها اتخاذ نشده است . » « 1 »
قسمتى از صنعتگران به صورت دستهجمعى در كارخانهها كار مىكردند . صنعتگرانى كه امكان داشتن مغازهاى را براى خود نداشتند ، نزد ديگر صنعتگران مىرفتند و با آنها كار مىكردند . براساس اطلاعات منابع مختلف تعداد صنعتگرانى كه مغازه نداشتند و در هواى آزاد و به صورت سيار كار مىكردند ، بسيار زياد بود .
هامش
( 1 ) . الساندرو ، ص 445 - 446 . براى آگاهى دربارهء كدخداى محله نك : حيدروف ، همان ، ص 138 - 139 .