نووسلتسف عنوان مىكند اطلاعاتى دربارهء نظامنامه يا طرز كار تشكيلات صنعتگران تبريز وجود ندارد . « 1 » پس از جستجوى فراوان به اين نتيجه رسيديم كه جز مطالب موجود در رسالههاى دينى و فتوتنامهها ، دربارهء قواعد دينى تشكيلات صنعتگران ، اين تشكيلات نيز همانند تشكيلات اروپا فاقد نظامنامهء مكتوب بوده است . اين تشكيلات كارهاى خود را براساس عادات ، رسوم دينى و اصولى شرعى انجام مىدادند . « 2 »
در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى تشكيلات صنعتگران تبريز از نظر حقوقى و اقتصادى به ويژه سياسى ضعيف و حقوق مديريت آنها محدود بود . « 3 » از منابع مختلف چنين برمىآيد كه محتسب به نانوايى اجازهء گران كردن نان نداد و نانواى زيانديده به حاكم شكايت كرد . حاكم با شنيدن شكايت نانوا مىگويد كه اين مسئله كار خود محتسب است و در حيطهء اختيارات اوست . « 4 » اگر قصاب و نانوا جنس را بالاتر از قيمت مىفروختند ، داروغهها مىتوانستند گوش آنها را ببرند . « 5 » كمفروشان و شيادان را محتسب و داروغه مجازات مىكردند . اين نيز محدود بودن عمل تشكيلات صنعتگران را نشان مىدهد .
بازرگانى
در دورهء حاكميت صفوى تبريز نه تنها در آذربايجان بلكه در تمام شرق نزديك و ميانه يكى از مراكز مهم بازرگانى محسوب مىشد . سياحان و تاجران اروپايى تبريز را شهر تجارت ناميدهاند . اگرچه رشتهء اصلى اقتصاد تبريز را بازرگانى و صنعت تشكيل مىداد ، ولى تجارت به ويژه تجارت خارجى برترى نسبتا محسوسى بر صنعت داشت . عليف اشاره مىكند در دورهء قدرت مناسبات كشاورزى و فئودالى ، تجارت از صنعت برتر بود . دلايل ارائه شده شاهدى بر اين ادعاست :
1 . صنعتگران اساسا نياز بازار داخلى را برآورده مىكردند و تاجران كالاهاى توليدى آنها را به بازارهاى خارجى مىرساندند .
2 . صنعتگران محلى به صنعت اشتغال داشتند ، در حالىكه در تجارت علاوه بر تاجران بومى ( سوداگران ) تاجران اجنبى نيز فعاليت مىكردند .
هامش
( 1 ) . نووسلتسف ، همان ، ص 103 .
( 2 ) . حيدروف ، ص 43 .
( 3 ) . همان ، ص 46 .
( 4 ) . تاورنيه ، ص 614 .
( 5 ) . سانسون ، ص 219 .