تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
روزهاى اول مزد معينى مىدادند . استاد با در نظر گرفتن حجم كار ، سن ، درجهء مهارت و قابليت شاگرد هر روز به او يك سو « 1 » پول مسى مىداد . ميان استاد و شاگرد قرارداد و يا توافق معينى وجود نداشت . استاد مىتوانست به وقت دلخواه شاگرد را بيرون كند و شاگرد نيز مىتوانست به وقت دلخواه از نزد استاد برود . استاد مىكوشيد به عوض ياد دادن ظرافت‌هاى كار به شاگرد ، از او كار كشيده و استثمارش نمايد . استاد تا آنجا شاگرد را به كار مىگرفت تا به اندازهء دلخواه از كار وى سود برد . » « 2 » طبق اطلاعات شاردن تفاوت ميان وضعيت موجود در مشرق به ويژه تبريز با وضعيت اروپا كاملا روشن مىشود . درست است تشكيلات صنعتگران در آذربايجان نظامنامه نداشت ، ولى از آنجا كه شاردن به تشكيلات صنعتگران مشرق زمين به ويژه تبريز از درون آشنا نبود ، با انكار گرد آمدن در يك جا حتى ادعا كرده است كه آن‌ها در معناى حقيقى تشكيلات اجتماعى نداشتند . شاردن يك مسئله را فراموش كرده بود و آن اينكه ميان شرايط تشكيل تشكيلات صنعتگران در اروپا با شرايط حاكم فئودالى در مشرق تفاوت وجود داشت . بدون در نظر گرفتن ويژگىها ، آداب و رسوم و تأثير اسلام بر تشكيلات صنعتگران در مشرق زمين از جمله تبريز انكار وجود تشكيلات صنعتگران درست نيست . در تبريز نيز مانند شهرهاى ديگر آذربايجان تشكيلات صنعتگران فعاليت داشت و حتى در آن‌ها برخى جهات مشابه با تشكيلات اروپا مشاهده مىشد . اين تشكيلات در حيات سياسى ، اقتصادى و اجتماعى شهر نقش معينى داشت . كارگزاران انضباطى شهر بر كار تشكيلات صنعتگران نظارت كامل داشتند و رؤساى اين تشكيلات پس از تأييد كلانتر معتبر شناخته مىشدند . براى اثبات مطالب مذكور و نشان دادن جهات مشابه ميان تشكيلات اروپا و تبريز تأمل بر برخى مسائل لازم است . در دورهء مورد بحث با تقويت قدرت مركزى ، تشكيلات صنعتگران در تبريز به عنوان مركز مهم صنعت استحكام يافت ، ولى ميان تشكيلات صنعتگران در مشرق زمين به ويژه تبريز با سنديكاهاى اروپا جهات هماهنگ بدين‌ترتيب بود : 1 . در اروپا رئيس تشكيلات صنعتگران پس از انتخاب از ميان صنعتگران ، از طرف حاكم شهر تأييد مىشد . در مشرق زمين از جمله تبريز اين رئيس پس از انتخاب توسط نقيب و كلانتر تأييد و شروع به كار مىكرد . 2 . در اروپا تشكيلات صنعتگران كارهاى داخلى خود را زير نظارت عمومى حاكم شهر انجام
هامش
( 1 ) . سو با يك بيست و چهارم عباسى در اواخر سدهء هفدهم برابر بود . ( 2 ) . شاردن ، همان ، ج 4 ، ص 300 ؛ حيدروف ، همان ، ص 129 - 130 .