چوبى به جاى ورقههاى آهن ، پوست درخت مىكشيدند . « 1 »
در محلهء سروراب تبريز كارخانهء شيشه با نام « شيشهگران » وجود داشت . رافائل دومان در بحث از صنعت شيشهگرى مىنويسد : « خردههاى شكستهء شيشه ( استكان ، ليوان و . . . ) را جمع كرده ، در كوره ذوب كرده و دوباره به شيشه تبديل مىكردند . آنان مانند روش رايج در فرانسه ، شيشه را آنقدر در كوره حرارت مىدادند كه شفاف مىشد . » « 2 »
در اوايل سدهء چهاردهم ميلادى در تبريز كارخانهء كاغذسازى وجود داشت . در ربع رشيدى نيز كارخانهء كاغذسازى بود . حيدروف مىنويسد در سدهء هفدهم چاپخانه وجود نداشت و چون كار نسخهبردارى دستى از كتابها گران تمام مىشد ، تقاضا براى كاغذ محدود بود . « 3 » در سال 1050 ق . ( 1641 م . ) يعقوب نجارباشى به اروپا رفت و در آنجا كار چاپخانه را فراگرفت . او در بازگشت به ايران دستگاه چاپ و قالبهايش را به اصفهان آورد . در همين چاپخانه چندين كتاب نيز به چاپ رسيد . « 4 »
در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى پيشرفت كتابدارى ، افزايش تعداد مدرسهها و تبديل تشيع به مذهب رسمى كشور ، موجب نگارش تعداد زيادى كتاب دربارهء تشيع و در نتيجه افزايش تقاضا براى كاغذ شد . در تبريز مغازهء كتابفروشى نيز وجود داشت . در سدهء شانزدهم ميلادى خاتمى تبريزى به كار كتابفروشى مشغول بود . مغازهء كاغذفروشى نيز در تبريز وجود داشت . مولانا صفايى تبريزى به كار كاغذفروشى اشتغال داشت . « 5 »
در تبريز صنعتگران پوستيندوز نيز فعاليت مىكردند . بنابر اطلاعات ، محمد يوسف قزوينى از بابت پوستيندوزى خزانهء دولت سالانه درآمد زيادى داشت . « 6 » اگرچه در 1055 ق . ( 1646 م . ) به دستور شاه عباس دوم پوستيندوزى ممنوع شد « 7 » ولى اين صنعت رشد بسيار كرد . اين صنعت در فصلهاى پاييز و زمستان رونق بيشترى مىيافت . گلشنى شبسترى ( سدهء شانزدهم ) ، حقيرى تبريزى و بهرام بيگ بن نقدى بيگ از پوستيندوزان شناخته شدهء تبريز بودند . « 8 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 206 .
( 2 ) . روضات الجنان ، ج 1 ، ص 458 ؛ رافائل دومان ، ص 198 .
( 3 ) . حيدروف ، همان ، ص 113 .
( 4 ) . تاورنيه ، ص 597 ؛ تحفهء سامى ، ص 146 .
( 5 ) . تحفهء سامى ، ص 171 .
( 6 ) . خلد برين ، ورقهء 186 .
( 7 ) . همان .
( 8 ) . تحفهء سامى ، ص 142 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، ص 390 .