محلهاى به نام « دباغستان » وجود داشت . « 1 » دباغان ابتدا با وسيلهء مخصوص موى پوست را ساييده « 2 » و سپس آن را با رنگهاى مختلف رنگ مىكردند . اين صنعتگران معمولا براى زينسازان ، چكمهچيان و كفاشان چرم آماده مىنمودند . از آنجا كه براى آماده كردن پوست و چرم ، آب فراوان مصرف مىشد ، دباغان معمولا بيرون از شهر يا كنار رودخانه مسكن مىگزيدند .
علاوه بر محلهء دباغان در تبريز ، فعاليت دباغى در صوفيان نيز انجام مىشد . از پوست الاغ و قاطر ، انواع چكمه و كفش مىدوختند . پوستى با نام شاگرن كه در تبريز آماده مىگرديد ، علاوه بر تأمين نياز داخلى به شهرهاى ديگر آذربايجان نيز فرستاده مىشد . تاورنيه مىنويسد تمامى پوست شاگرن كه در ايران مصرف مىگرديد ، توليد تبريز بود . علاوه بر روستاييان ، اهالى فقير شهر نيز كفش و چكمه با چرم شاگرن مىپوشيدند . اين چرم را از پوست اسب ، الاغ و قاطر آماده مىكردند . شاگرن پوست مرغوب الاغ بود . « 3 »
انواع كفش توليد تبريز مشهور بود . تصادفى نبود كه در تبريز محلهء چوست تيكنلر ( چوستدوزان ) و باشماقچى بازار ( بازار كفاشان ) وجود داشت . در ميدان « آتميدانى » تبريز صنعتگران بسيارى به توليد شاگرن مىپرداختند . آنان از اين پوستها كفشهاى زيبا و جلد كتاب فراهم مىكردند . « 4 » در آنجا از پوست گاو نر چاروق ساخته مىشد . « 5 » شاگرنهاى باكيفيتى كه در تبريز از پوست اعلاى بز ساخته مىشد ، به روسيه ، هند و تركيه صادر مىگرديد . در ميان كالاهاى فرستاده شده به روسيه ، نام محصولات پوستى صافيان نيز مشاهده مىشد . « 6 »
حيدروف به درستى تبريز را بزرگترين مركز توليد پوست ، چرم و كفش در شرق نزديك و ميانه دانسته است . « 7 » در منابع مكتوب « 8 » از چكمهچيانى مشهور چون جعفر تبريزى ، زينسازانى چون پير محمد و مولانا توفيقى ، جلدسازانى چون مولانا محسن زلالى و دوزندگان زير زين چون ميلى تبريزى نام برده شده است .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ج 1 ، ص 489 .
( 2 ) . رافائل دومان ، ص 203 .
( 3 ) . توماس هربرت ، ص 244 ؛ تاورنيه ، ص 67 .
( 4 ) . جمللىكاررى ، ص 22 ؛ حيدروف ، همان ، ص 73 .
( 5 ) . دون ژوان ايرانى ، ص 249 .
( 6 ) . حيدروف ، همان ، ص 74 .
( 7 ) . همان ، ص 22 .
( 8 ) . روضات الجنان ، ج 1 ، ص 345 ؛ تحفهء سامى ، ص 143 ، 170 ؛ دوست محمد ، حالات هنروران ، ص 35 ؛ مجمع الخواص ، ص 97 ، 169 - 170 .