حضور شاه اسماعيل اول در خراسان ، به تبريز حمله كرد . تبريزيان شهر را از حمله محافظت نمودند . « 1 »
اين دلايل ثابت مىكند كه زمان جنگ چالدران ، سپاه قزلباش توپ ، تفنگ و منجنيق داشت .
به احتمال قوى برخى از اين سلاحها در آذربايجان و به وسيلهء صنعتگران تبريز ساخته شده بود . سپاهيان قزلباش در جنگ چالدران توپ صحرايى و توپ چرخدار نداشتند . تكنيك حمل و نقل توپ بسيار ضعيف بود .
در اواسط سدهء هفدهم ميلادى صنعتگران تبريز نمىتوانستند توپ چرخدار بسازند . در همان جنگ قشون عثمانى در جلوى سپاه استحكاماتى ساخت و توپ و تفنگ را به كار برد . آنان همچنين از توپهاى كوچك و بزرگ بر ارابهها و ديگها آتش مىانداختند . حسن بيگ روملو ضمن بحث از مهارت عثمانيان در استفاده از تفنگ و توپ مىنويسد آنان در اين كار چنان ماهر بودند كه حتى از يك مايل يا يك فرسنگ مسافت مىتوانستند هدف را بزنند . « 2 »
تحليل شكست قزلباش در چالدران به دليل نداشتن سلاحهاى آتشين يا استفاده نكردن از آن سلاحها « 3 » درست نيست . لازم به ذكر است كه در سالهاى اوليهء حاكميت شاه اسماعيل صفوى ، شيوهء ساخت توپ و تفنگ در آذربايجان در سطح پايين قرار داشت . توپهاى ساخته شده نيازهاى سپاه قزلباش را تأمين نمىكرد . در همين رابطه شاه اسماعيل اول در فوريه 1508 م . ( 913 ق . ) « 4 » به واسطهء پتروزنو كنسول ونيز در سوريه از حكومت ونيز توپ و توپخانه طلب كرد . از آنجا كه در اين زمان جنگهاى داخلى در ونيز جريان داشت ، اين خواستهء شاه اسماعيل برآورده نشد .
از مطالب مذكور مىتوان چنين نتيجه گرفت كه در دورهء حاكميت شاه اسماعيل سلاحهاى آتشين چون توپ ، تفنگ ، منجنيق و . . . در آذربايجان بهويژه تبريز ساخته مىشد . در دورهء شاه تهماسب اول به علت جنگهاى پىدرپى صفوى - عثمانى ، كار ساخت سلاحهاى آتشين بسيار گسترش يافت ، حتى دستههاى تفنگچى و توپچى در سپاه قزلباش تشكيل شد . پنج سال
هامش
( 1 ) . همان ، ص 139 - 140 .
( 2 ) . همان ، ص 144 - 145 .
( 3 ) . دون ژوان مىنويسد صوفيان عادت به جنگ تن به تن داشتند . قزلباشان توپخانه را براى احتياط نگه مىداشتند يا مخفى مىكردند . ( نك : دون ژوان ايرانى ، ص 73 - 74 . )
( 4 ) . اين فرمان و نامه اكنون در شهر ونيز نگهدارى مىشود . ( نك : اسناد مربوط به روابط تاريخى ايران و جمهورى ونيز از دورهء ايلخانى تا عصر صفوى ، فهرست نمايشگاه ، جمعآورى شده به وسيلهء شهر ونيز از كتابخانهء ملى مارجانا ، تهران ، 1352 ، ص 20 . )