تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
شاه اسماعيل ارائه كرده است . با از نظر گذراندن منابع مختلف روشن مىشود كه در جنگ چالدران ، سپاهيان شاه اسماعيل از توپ و تفنگ استفاده مىكردند . در سال‌هاى نخستين فرماندهى شاه اسماعيل ، در ارتش او توپخانه وجود داشت . آقا موسى ترابوزانى فرماندهء توپخانه بود . « 1 » جنابادى در بحث از حوادث سال 922 ق . ( 1517 م . ) از شخصى به نام محمود بيگ توپچى نام مىبرد كه براى اردوى قزلباش توپ مىساخت . « 2 » پيش از جنگ چالدران به هنگام نبرد محمد استاجلو ( چايان سلطان ) با سلطان خليل كرد حسنكيف ، سپاه قزلباش دو گومبارانداز « 3 » ، منجنيق و تفنگ داشت . « 4 » علاوه بر اين تاجر گمنام در بحث از سلاح‌هاى سپاه قزلباش ، از منجنيق نيز نام برده است . « 5 » در سال 906 ق . ( 1501 م . ) كه شاه اسماعيل دژ باكو را محاصره كرد ، به دستور او از تفنگ و توپ نيز استفاده شد . توپ‌ها گلوله‌هاى سنگى را به ديوارهاى دژ شليك مىكردند . احتمالا اين سلاح آتشين در تبريز ساخته مىشد . شاه اسماعيل در جنگ‌هاى شماخى ، شابران و محمودآباد هنوز سلاح آتشين نداشت . در آغاز هجوم به باكو زمانى كه در محمودآباد بودند ، امير موسى خليفه به تبريز فرستاده شد تا سلاح بياورد . چون امير موسى اين وظيفه را به انجام رساند ، اسماعيل به باكو حمله كرد . « 6 » در زمان حملهء شاه اسماعيل به دژ اوستا سپاهيان قزلباش و افراد حسين كيا از تفنگ و توپ استفاده كردند . « 7 » در سال 911 ق . ( 1506 م . ) قشون قزلباش به سركردگى بايرام بيگ در نبرد با صارم كرد در وان ، از دو توپ استفاده نمود . « 8 » در 914 ق . ( 1509 م . ) هنگامى كه سپاه قزلباش دژ دربند را محاصره كرد ، اهالى دژ از تفنگ استفاده كردند و توپ شليك نمودند . « 9 » در 918 ق . ( 1513 م . ) سليمان بن حيدر با استفاده از
هامش
( 1 ) . تاجر گمنام ، ص 376 . ( 2 ) . جنابادى ، روضة الصفويه ، ورقهء 71B. ( 3 ) . يكى از گومباراندازها در دورهء سلطان يعقوب ريخته شده بود . ( 4 ) . تاجر گمنام ، ص 366 . ( 5 ) . همان ، ص 429 . ( 6 ) . ابراهيم امينى ، « فتوحات شاهى » ، مجلهء آكادمى علوم جمهورى آذربايجان ، ش 4150 ، ج 2 ، ورقهء 55A. ( 7 ) . احسن التواريخ ، ص 78 - 79 . « به مردم حسين كيا تير و تفنگ مىانداختند و غرش توپ صداى مرگ به گوش هوش پردلان مىرسانيد . . . مهرهء تفنگ مانند خون در شريان سريان كرده جان را از آميزش تن مىرهاند . » ( نك : تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 30 . ) ( 8 ) . تاجر گمنام ، ص 376 - 377 . ( 9 ) . احسن التواريخ ، ص 109 .