تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
كردند . « 1 » سپاه قزلباش نيز به سرعت به اين سلاح دست يافت . شاه تهماسب اول در نبرد سال 935 ق . ( 1528 - 1529 م . ) با ازبكان در جام توپ ، فرنگى و ضرب‌زن را به كار برد . « 2 » پنج سال بعد سپاه شاه تهماسب اول در محاصرهء دژ وان از سلاح ضرب‌زن استفاده كرد . « 3 » از منابع معلوم مىشود كه اهالى تبريز در سال 1011 ق . ( 1603 م . ) به هنگام نبرد با عثمانيان ، سلاح ضرب را به كار برده‌اند . « 4 » يكى ديگر از انواع سلاح‌هاى آتشين بادليج است . اين سلاح كه بعدها بالميز ناميده شد در سدهء شانزدهم ميلادى در سپاه قزلباش وجود داشت . در سال 992 ق . ( 1584 م . ) به هنگام نبرد سپاهيان قزلباش با امير خان حاكم تبريز و بيگلر بيگى تبريز ، قزلباشان و مردم تبريز همراه با تفنگ و توپ از بادليج نيز استفاده كردند . « 5 » سپاهيان عثمانى كه در 993 ق . ( 1585 م . ) دژ تبريز را محاصره كرده بودند ، اين سلاح را داشتند . « 6 » سپاهيان قزلباش در سال 958 ق . ( 1551 م . ) قلعهء گله‌سن گوره‌سن را در شكى محاصره كردند و از بادليج و فرنگى بهره بردند . « 7 » از مطالبى كه ذكر شد ، مىتوان احتمال داد كه اوايل سدهء چهاردهم ميلادى انواع سلاح‌هاى آتشين وجود داشت . تعداد اين سلاح‌ها در دورهء تيموريان و آق‌قويونلوها افزايش يافت . اين نيز قبل از هر چيز با گسترش ارتباط با اروپا مرتبط بود . احتمالا اين سلاح‌ها در تبريز ساخته مىشد . جالب توجه است كه پيش از ظهور كلماتى چون توپ و تفنگ كمانى مترادف وجود داشت . مثلا « كمان زنبور » به تفنگ گفته مىشد . « 8 » تفنگ را در عربى بندوق و در تركى ( آذربايجانى ) مسلق « 9 » مىناميدند كه به صورت ابتدايى وجود داشت . احتمالا « كمان رعد » به توپ گفته مىشد . قاضى احمد قمى اشاره مىكند كه وى در جنگ شاه تهماسب اول با الوند ميرزا در 906 ق . ( 1501 م . ) در منطقهء شرور ، صداى تفنگ را شنيده است . او مىنويسد اين نخستين صداى
هامش
( 1 ) . تكملة الاخبار ، ورقهء 250A. ( 2 ) . احسن التواريخ ، تهران ، ص 214 ؛ خلاصة التواريخ ، نسخهء برلين ، ورقهء 91A. ( 3 ) . افضل التواريخ ، ورقهء 78 . ( 4 ) . روضة الصفويه ، ورقهء 744 . ( 5 ) . خلاصة التواريخ ، نسخهء اول ، ورقهء 370B. ( 6 ) . همان ، ورقهء 387B. ( 7 ) . افضل التواريخ ، ورقهء 148B. ضرب سنگ فرنگى ، بادليج فرنگى . ( 8 ) . برهان قاطع ، ص 157 . ( 9 ) . همان .