گفته مىشد . « 1 »
بلينتسكى عنوان مىكند كه اين سلاح نخستينبار در حملهء سپاه اولجايتو سلطان محمد در سال 413 ق . ( 1313 م . ) استفاده شد . « 2 » سلطان محمد در چهاردهم شعبان 412 ق . ( 1312 م . ) سپاه و سلاحهايش را از نظر گذراند . وصاف مىنويسد در اين زمان در سپاه هفده كشك انجير قلعه شكاف قلعهدوز ، هزار و پانصد دست زره قتلاو ، نود چرخ دورانداز ، يازده هزار تيرانداز فولادكن و سنگ شكاف و صد قارورهء نفت اعلاسوز موجود بود . « 3 » در ميان اين ليست به عروسك ( منجنيق كوچك ) نيز برمىخوريم .
بلينتسكى سلاح آتشين تير چرخ را به اواخر سدهء چهاردهم ميلادى مربوط دانسته است و مىنويسد در سال 796 ق . ( 1394 م . ) تيمور در محاصرهء دمشق از اين سلاح استفاده كرد .
علاوه بر اين او اشاره نكرده است كه اين سلاح اساسا چيست . حال آنكه در حملهء چنگيز خان به نيشابور در سال 618 ق . ( 1221 - 1222 م . ) ، حمله به سمرقند ، و حملهء هلاكو به قلعهء الموت در 653 ق . ( 1256 م . ) و حملهء او به بغداد در 655 ق . ( 1258 م . ) از تير چرخ ، منجنيق و فلاخن به عنوان سلاحهاى آتشين استفاده شده بود . تير چرخ حقيقتا سلاح آتشين بود . تير چرخ كه به تير هوايى شبيه بود از آهن ساخته مىشد « 4 » ، داخل آن را از باروت پر مىكردند و آتش مىزدند . « 5 »
به كسانى كه تير چرخ مىانداختند ، چرخاندازان مىگفتند . بدين ترتيب وقتى سپاه تيمور در ماه اكتبر 1392 م . ( 794 ق . ) قلعهء آمل را در محاصره گرفت رعداندازان ، چرخاندازان و تخشاندازان ، رعد ، تير چرخ و تخش مىانداختند . « 6 »
بلينتسكى همچنين نخستين اطلاعات موجود در مآخذ را دربارهء ديگ از انواع سلاحهاى آتشين ارائه كرده است . به نظر او داخل ديگ را از باروت پر كرده ، داخل يك لولهء ديگر نموده و منفجر مىكردند . « 7 » در اصل ديگ به توپ بزرگ گفته مىشد . « 8 » با آن به قلعه تيراندازى مىشد . از
هامش
( 1 ) . برهان قاطع ، 148 ، 166 .
( 2 ) . بلينتسكى ، همان ، ص 22 .
( 3 ) . تاريخ وصاف ، ص 554 . در تاريخ وصاف ( ص 544 ) به كلمهء توپ برمىخوريم .
« سلخ رجب طويها جرغاميشى و بوقها را ييغلاميشى كرده به راه سنجار نهضت فرمود . » ( در اصل كلمهء « توپ » بوده كه كاتب اشتباها آن را « طوى » نوشته است . )
( 4 ) . جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 1 ، ص 138 ، ج 3 ، ص 131 - 135 .
( 5 ) . برهان قاطع ، ص 35 . تير چرخ چيزى باشد مانند تير هوايى كه از آن سازند و درون آن را پر از باروت كرده آتش زنند و در هند آن را بان گويند .
( 6 ) . نظام الدين شامى ، ظفرنامه ، ج 2 ، پراگ ، 1956 ، ص 101 .
( 7 ) . بلينتسكى ، همان ، ص 26 .
( 8 ) . برهان قاطع ، ص 26 .