آنجا كه حمل و نقل اين سلاح مسى يا برنجى دشوار بود ، آن را در محل جنگ مىساختند . اين سلاح كه چرخ نداشت ، گلولهاى از سنگ پرتاب مىكرد . در سال 877 ق . ( 1473 م . ) به هنگام حمله به بلخ ، سلطان حسين بايقرا ( 1469 - 1506 م . ) به سپاهيان دستور داد تا صنعتگران و توپسازان منجنيق ، چرخ ، عراده ، كشك انجير و ديگهايى بسازد . « 1 » از ديگ در زمان شاه تهماسب نيز استفاده مىشد . در 954 ق . ( 1548 م . ) هنگامى كه سپاه صفوى دربند را محاصره كرد ، شاه تهماسب دستور داد توپچيان از توپ ديگ آتش بريزند . در عرض دو يا سه ماه ديوارهاى دژ خراب شد . « 2 »
در 960 ق . ( 1552 - 1553 م . ) سپاه شاه تهماسب قلعهء بارگيرى را در سوريه محاصره كرد .
فضلى اصفهانى مىنويسد صداى سنگهايى كه از توپ شليك مىشد به « آسمان هشتم » مىرسيد . « 3 » در سدهء شانزدهم ميلادى نيز اروپاييان از سلاحى از نوع ديگ استفاده مىكردند . در سال 980 ق . ( 1572 - 1573 م . ) قشون عثمانى و سپاهيان ونيز بر سر قلعهء كرگوس با يكديگر جنگيدند . ونيزيان علاوه بر توپ ، از ديگ نيز استفاده مىكردند . « 4 » قاضى احمد مىنويسد اروپاييان در توپاندازى بر دريا مهارت داشتند . « 5 » گفتنى است كه سلاح نوع ديگ نه تنها در آسياى مركزى بلكه در آذربايجان و اروپا نيز استفاده مىشد . به گمان قوى اين سلاح آتشين را در تبريز مىساختند .
يكى از انواع سلاحهاى آتشين منجنيق بود كه به وسيلهء آن سنگ ، آتش يا خاك پرتاب مىكردند . « 6 » هنگامى كه هلاكو شهر بيلقان را محاصره كرد ، سنگ براى پرتاب نبود . او با پيشنهاد خواجه نصير الدين طوسى دستور داد تا از چوب گلوله بسازند و داخل آن را از سرب پر كنند ، آنان اين گلوله را شليك كردند و موفق به اشغال شهر شدند . « 7 »
فلاخن سلاحى شبيه منجنيق بود و از آن براى پرتاب سنگ استفاده مىكردند . اين نوع سلاح در سدهء چهاردهم ميلادى در آذربايجان وجود داشت . در سال 234 ق . ( 848 - 849 م . ) بغاى شرابى سردار عرب در مرند با سپاهيان ابن بعيث حاكم مرند درگير شد . مردم شهر با
هامش
( 1 ) . دولتشاه سمرقندى ، تذكرة الشعراء ، لندن ، 1901 ، ص 535 ؛ بلينتسكى ، همان ، ص 25 - 26 .
( 2 ) . قاضى احمد قمى ، خلاصة التواريخ ، ورقهء 158A.
( 3 ) . افضل التواريخ ، ورقهء 166B. دژ بارگيرى اكنون در قلمرو تركيه است .
( 4 ) . قاضى احمد قمى ، همان ، نسخهء اول ، ورقهء 250A.
( 5 ) . همان .
( 6 ) . برهان قاطع ، ص 233 .
( 7 ) . كاتب چلبى ، جهاننما ، ص 392 .