تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
استحصال متوقف شد . « 1 » تاورنيه مىنويسد : « چندى قبل به استحصال طلا آغاز كردند . چون زيان كردند ، كار را نيمه‌تمام گذاشتند . از اين روى نيز مجبور شدند طلا و نقره را از خارج بياورند . » « 2 » بنا به اطلاعات موجود در منابع ، در تبريز از پولاد نوع عالى شيراز براى سپاه پادشاه سلاح مىساختند . « 3 » علاوه بر شيراز ، از قزوين و خراسان نيز مقدار زيادى پولاد و آهن به تبريز آورده مىشد . « 4 » در بسيارى از نقاط آذربايجان از جمله داش كسن ، قوشچى ، جيت و جودار ( در گنجه ) نيز آهن استحصال مىشد . « 5 » چون تكنيك استحصال مس ابتدايى بود ، كار استحصال آن در آذربايجان در حد پايينى قرار داشت . بدين جهت از ديگر جاها مانند هند و موصل محصولات فلزى وارد مىشد . « 6 » صرف‌نظر از اين مسئله ، محصولات فلزى ساخت تبريز علاوه بر تأمين نياز داخلى به سرزمين‌هاى همسايه نيز صادر مىگرديد . صنعت‌كاران تبريز از فلز اشيايى چون سلاح‌هاى سرد ، لباس جنگى ، اشياى مختلف ، ديگ حمام ، لوازم خانگى ، وسايل كشاورزى و وسايل آرايشى مىساختند . اكنون در بسيارى از موزه‌هاى دنيا انواع سلاح‌هاى ساخت آذربايجان نگهدارى مىشود . از آنجا كه شهر محل توليد آن‌ها مشخص نشده ، تعيين محل دقيق دشوار است . سلاح‌هاى سرد اساسا عبارت از تبر ، كمان ، شمشير ، گرز ، نيزه و . . . بود . علاوه بر اين لباس‌هاى جنگى فلزى نيز ساخته مىشد . در نيمهء دوم سدهء پانزدهم ميلادى در ارتش متعلق به اوزون حسن آق‌قويونلو پانزده هزار سوار شمشيردار ، سى و سه هزار پياده‌نظام با نيزه و كمان و پنج هزار مبارز سپردار موجود بود . « 7 » در جايى به نام بئشكوى در اطراف تبريز مقدار زيادى سلاح توليد مىشد . باربارو مىنويسد كه به‌جز صنعت‌كاران شاغل در آنجا به هيچ‌كس اجازهء زندگى داده نمىشد . كسى كه سلاح‌سازى مىآموخت ، بايد تعهد مىداد كه آنجا را ترك نكند ، و با اين شرط كارش را آغاز مىكرد . هدف از اين تدبيرها آن بود كه نشانى محل اسلحه‌سازى پنهان بماند . باربارو در ادامه مىنويسد : « اين درست است كه در جاهاى ديگر نيز چنين صنعت‌كارانى وجود دارند ولى در هيچ كجاى دنيا به اين خوبى سلاح‌ها و لباس‌هاى جنگى ساخته نمىشود . » « 8 »
هامش
( 1 ) . شاردن ، همان ، ج 2 ، ص 411 . ( 2 ) . تاورنيه ، ص 664 . ( 3 ) . تاجر گمنام ، ص 429 ؛ آنجوللو ، ص 324 . ( 4 ) . تاورنيه ، ص 364 . ( 5 ) . حيدروف ، همان ، ص 75 - 77 . ( 6 ) . تاورنيه ، ص 364 ؛ آدام اولئاريوس ، ص 760 . ( 7 ) . باربارو ، ص 76 . ( 8 ) . همان .