در وقفنامهء مدرسهء صادقيهء تبريز معلومات شايان توجهى پيرامون برخى بناهاى شهر وجود دارد . « 1 » در مكاتبات رشيدى نيز مواردى دربارهء وضعيت اقتصادى - اجتماعى تبريز و ربع رشيدى موجود است . اين اثر شامل پنجاه و سه نامه بود ، نامههاى شمارهء هفده ، هجده ، سى و شش و پنجاه و يك آن از اين نظر داراى اهميت است . « 2 »
عبد اللّه مازندرانى كه در تبريز مىزيست ، كتاب رسالهء فلكيه را در سال 764 ق . ( 1363 م . ) در دورهء حاكميت سلطان حسين جلايرى نوشته است . « 3 » از آنجا كه اين كتاب به فلك المعانى وزير مازندران تقديم شده با نام رسالهء فلكيه ناميده شده است . در سال 867 ق . ( 1463 م . ) خطاطى ناشناخته از اين كتاب رونوشتى برداشته و بر آن ديباچه افزوده است . بدين ترتيب صفحات 1 - 42 كتاب به ديباچهء اين خطاط اختصاص دارد . درست به همين روى نيز برخى پژوهشگران به اشتباه اين كتاب را مربوط به سدهء پانزدهم دانستهاند . كيكنا دزه شرقشناس شوروى اين كتاب را « سندى ارزشمند براى سالهاى 40 تا 60 سدهء چهاردهم » مىداند . « 4 »
شيرين بيانى دانشمند ايرانى نيز راهى غيرعلمى طى كرده و در كتاب خود تاريخ آل جلاير « 5 » در بحث ماليات و مخارج تبريز ، رقمهاى مربوط به سالهاى 740 - 760 ق .
( 1340 - 1360 م . ) را از اين كتاب برداشته است . به نظر ما اين ارقام با حقيقت مطابق نيست . رسالهء فلكيه مانند يك كتاب درسى حساب است و ارقام موجود در آن توسط عبد اللّه مازندرانى تعيين شده است .
محمد بن هندوشاه نخجوانى كه از سال 728 ق . ( 1327 - 1328 م . ) به تبريز آمده و به امور ماليهء آن مشغول بوده ، كتاب دستور الكاتب فى تعيين المراتب را در 760 ق . ( 1360 م . ) نوشته است . در اين اثر برخى موارد علمى پيرامون وضعيت اقتصادى - اجتماعى تبريز گنجانده شده است . اين نامهها در دورهء سقوط ايلخانيان و تنزل وضعيت تبريز گرد آمدهاند . محمد بن هندوشاه در اثر خود اطلاعات غازان خان را تبليغ كرده ، براى رهايى سرزمين از ركود اقتصادى راه جسته
هامش
( 1 ) . عبد العلى كارنگ ، « يك سند تاريخى » ، نشريهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز ، ش 197 - 200 ، 1350 ، ص 370 - 372 .
( 2 ) . مكاتبات رشيدى ، به كوشش اقل العباد محمد شفيع ، به انضمام حواشى و فهارس ، لاهور ، 1363 ه . ؛ نك :
، چاپ مسكو ، 1971 .
( 3 ) . عبد اللّه بن محمد كيا المازندرانى ، رسالهء فلكيه در علم سياقت ، به تصحيح و الترهينتس ، ويسبادن ، 1952 .
( 4 ) .
( 5 ) . شيرين بيانى ، تاريخ آل جلاير ، تهران ، 1347 ، ص 190 - 193 .