رحمتى تبريزى ، خواجه عبد الرحيم اژآبادى « 1 » ، جمال الدين حسين بن احمد ديباجى مشهور به ملك الصناع ( در اواسط سدهء چهاردهم ميلادى ) رئيس هنرمندان بافندهء تبريز و استاد مشهور بافندگان ديبا و استاد حسين ديباجى ( اواسط سدهء چهاردهم ميلادى ) را نام برد . مقبرهء خواجه عبد الرحيم اژآبادى در قبرستان سرخاب تبريز واقع است . « 2 »
اصول بافت نقش در داخل چهارچوبهاى گرد ، به صورت گسترده در تبريز رواج داشت . در سدهء شانزدهم ميلادى پارچههايى با نقش مناظرى از مهمانى در هواى آزاد بافته مىشد . در اين نقش حضور چهل نفر در مهمانى مشاهده مىشود . « 3 » در پارچهها نقشهاى متفاوت وجود دارد .
بىتناسبى در ميان اين تصاوير نشان مىدهد كه نقاشان تبريز روند بافت پارچههاى نفيس را به هم ارتباط دادهاند .
در حال حاضر در موزههاى دنيا و همچنين كلكسيونهاى شخصى ، نمونههايى از پارچههاى دورهء صفويه نگهدارى مىشود . تصاوير برخى از آنها به شيوهء سلطان محمد نقاش نزديك است .
اين مسئله نيز بافت اين پارچهها را در تبريز ثابت مىكند . سلطان محمد نقاش بيشتر دوران عمرش را در تبريز گذراند . به طور كلى انعكاس نقشهاى تبريز از انسان و طبيعت بر پارچههاى ابريشمى ، در جهان براى پارچههاى تبريز شهرت كسب كرد .
مىتوان چنين نتيجه گرفت كه در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى تبريز مهمترين مركز پارچهبافى آذربايجان بود . از سوى ديگر بافندگى به نسبت هنرهاى ديگر برترى خاصى داشت و كالاهايى چون پارچههاى ابريشمى ، پنبهاى ، زردار ، اديال ، چالما ، چوخا ، دستمال دست و صورت و روسرى جايگاه مهمى در تجارت خارجى و داخلى شهر داشت .
تبريز يكى از مراكز اساسى بافت قالى و قاليچه در آذربايجان بود . در سدهء دهم ميلادى قالىهاى بافت تبريز به بازارهاى جهان صادر مىشد . « 4 » در اوايل دوران حكومت صفويه قالى و قاليچهء تبريز به جايگاه بلندى دست يافت . در دورهء صفويه قاليچه و قالى كه مشهورترين محصولات هنرى آذربايجان بود ، در جهان مشهور شد . در حال حاضر به نمونههايى از قالى و قاليچه در موزههاى دنيا برمىخوريم كه بسيارى از آنها در دورهء صفويه در تبريز بافته شدهاند . از گرههاى قالى مىتوان فهميد كه قالى يا قاليچه در كجا بافته شده است ، زيرا بيشتر اوقات بر قالى و قاليچهها نوشتهاى نبود . بنا به نوشتهء كريستين ويلسون بيشتر قالىهاى موجود در موزههاى
هامش
( 1 ) . اژآباد در محلهء آلاقاپوى تبريز قرار دارد . ( نك : روضات الجنان ، ج 1 ، ص 115 ) .
( 2 ) . على مؤيد ثابتى ، اسناد و نامههاى تاريخى از اوايل دورههاى اسلامى تا اواخر صفوى ، تهران ، 1342 ، ص 204 .
( 3 ) . زكى محمد طوغان ، همان ، ص 244 .
( 4 ) . حيدروف ، همان ، ص 66 .