خانهها و يا محل سفارش شده مىرفتند . در حالى كه رويگران اروپايى وسايل كار زياد داشتند در ايران [ به ويژه شهرهاى آذربايجان ] براى كار به خانهها مىروند . آنان به اين خاطر پول اضافى از سفارشدهنده نمىگرفتند . استاد به همراه شاگرد كم سن و سالش لوازم را در يك كيسهء كهنه نهاده ، با مقدارى زغال ، لحيم ، كمى نشادر در شاخ گاو نر ، چند تكه كوچك قلع در جيب برداشته و مىرفت . در جاى مورد نظر دستگاهش را برپا كرده و كار مىكرد . » « 1 » تاورنيه نيز نشان مىدهد كه رويگران كاسب به خانهها مىرفتند و در آنجا ظروف را قلعاندود مىكردند . « 2 » در تبريز پارچهبافان ماهر زيادى بودند .
بافندگى
ابريشم خام از گيلان ، شروان ، قره باغ ، مازندران و قسمتهاى جنوب آذربايجان استحصال مىشد . ابريشم گيلان ظريف و گران بود . در گيلان سه نوع ابريشم بافته مىشد ؛ شعربافى ، خروارى و لژيم . اين ابريشمها حتى در كشورهاى اروپايى نيز مشهور بود . « 3 » در قرهباغ ابريشمى به نام كنار معروف بود . « 4 » از شماخى ، گنجه و تفليس دو نوع ابريشم به تبريز آورده مىشد ؛ ابريشم شعربافى كه ابريشم ظريفى بود ، و ابريشمى به نام آرش كه از نام منطقهء ارش گرفته شده و ابريشم ضخيمى بود . ميان اين ابريشمها نيز تفاوت قيمت وجود داشت . بنا به معلومات تاورنيه نوع شعربافى 18 و ارش 10 اكو قيمت داشت . « 5 »
در سال 1039 ق . ( 1630 م . ) از شروان دو هزار بند ، قرهباغ دو هزار بند ، گيلان هجده هزار بند ، و مازندران دو هزار بند ابريشم به دست مىآمد . « 6 » به نظر آدام اولئاريوس در هر بند 216 فونت ابريشم وجود داشت . طبق توزين تبريز هر من با 6 فونت برابر بود . « 7 » با اين حساب هر ساله در شروان هجده هزار ، قرهباغ دوازده هزار ، گيلان دويست و هشتاد و هشت هزار و مازندران دوازده هزار من ابريشم توليد مىشد . حيدروف با مقايسهء ارقام اولئاريوس با ارقام ديگر منابع
هامش
( 1 ) . تاورنيه ، ص 67 ؛ حيدروف ، همان ، ص 86 .
( 2 ) . تاورنيه ، ص 67 .
( 3 ) . همان ، ص 35 .
( 4 ) . كاترينوزنو ، ص 256 .
( 5 ) . تاورنيه ، ص 35 - 36 .
( 6 ) . آدام اولئاريوس ، همان ، ص 791 .
( 7 ) . همان ، ص 791 . مشخص نيست كه چرا حيدروف با استناد به گفتهء آدام اولئاريوس هر بسته را 260 فونت حساب كرده است . ( نك : حيدروف ، همان ، ص 48 . )