تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
زمين‌هاى حاصلخيز دست يافت . چون ملك اشرف در تبريز به دستور جانى بيگ كشته شد ، مردم به شادمانى پرداختند . به كسى كه سر بريدهء او را در مسجد مراغه‌اىها آويخته بود ، پول زيادى دادند . « 1 » اين شادمانى نشان‌دهندهء نفرت اهالى تبريز از ملك اشرف بود . جانى بيگ در تبريز با مقاومت مردم روبرو شد . برخى پژوهشگران علت اين امر را « پشتيبانى مردم مبارز آذربايجان و خان‌هاى محلى » مىدانند ، در حالى كه علت اصلى اين بود كه بسيارى از مردم تبريز به ويژه طبقهء پايين در اثر ستم ملك اشرف ، تبريز را ترك كرده بودند . حتى جانى بيگ براى تحكيم حكومتش و بازگرداندن اهالى آواره به تبريز « به سپاهيان خود دستور داد كه در كوچه‌هاى تبريز شب را گذرانده و وارد خانه‌هاى مسلمانان نشوند » « 2 » . جانى بيگ و پسرش بردى بيگ نتوانستند مدت زيادى در تبريز بمانند . اخى جوق نمايندهء خان‌هاى عشاير با استفاده از فرصت ، به تبريز حمله كرد . اخى جوق و مأمورانش مردم تبريز را بسيار آزار دادند . آنان ماليات بىحد و حساب از مردم مىخواستند . طبقهء فقير شهر در اعتراض به ستم اخى جوق ، دوباره شهر را ترك كردند . حافظ ابرو مىنويسد كه تبريزيان از مال و فرزندانشان دست كشيده بودند . « 3 » مردم در اواخر سدهء چهاردهم ميلادى فعالانه در مبارزه عليه خان‌هاى استيلاگر بر تبريز شركت داشتند . در 782 ق . ( 1381 م . ) چون شاه شجاع پادشاه مظفريان خواست بر تبريز هجوم آورد ، مردم در برابرش ايستادگى كردند . حافظ ابرو اين مبارزه را با تفصيل شرح نداده ولى در جمله‌اى اشاره مىكند كه « تبريز و اطراف آن به خروش آمده بودند . در هر گوشه شورش برپا بود » . « 4 » در اثر اين مبارزات ، شاه شجاع مجبور شد از فكر ورود به تبريز دست بردارد . در اين زمان بر سر تسلط بر تبريز ميان خان‌ها درگيرى شديدى وجود داشت . سنگينى اين جنگ‌ها بر دوش مردم بود . در چهارم ژانويه 1386 م . ( 787 ق . ) سپاه نود هزار نفرى توختاميش به تبريز حمله‌ور شد ، ولى با ايستادگى مردم مواجه گرديد . اين مقاومت به شورش تبديل شد . اين جنگ هفت روز به درازا كشيد . سپاهيان مسلح توختاميش وارد شهر شدند و به چپاول پرداختند . « 5 » در 787 ق .
هامش
( 1 ) . عليزاده ، همان ، ص 335 . ( 2 ) . ذيل جامع التواريخ ، ص 249 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان ، ص 249 . ( 5 ) . همان ، ص 281 - 282 ؛ حبيب السير ، ج 3 ، تهران ، ص 438 .