تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
اگرچه شورش تبريز شكست خورد ولى مبارزه عليه ستمكارى ملك اشرف در شهرها و روستاهاى ديگر آذربايجان ادامه داشت . تأثير اين شورش در جاهاى ديگر نيز پراكنده شد . اين شورش نمايانگر نفرت مردم تبريز از ستم ملك اشرف و اميرانش بود . چون شورش سركوب شد ، تبريزيان به تدبير ديگرى دست زدند . اهالى كوشيدند ميان ملك اشرف و ياغى باسدى اختلاف اندازند و قشون يكپارچهء آنان را از هم بگسلند . اين مسئله مىتوانست مبارزه عليه ملك اشرف را آسان‌تر كند . ملك اشرف و ياغى باسدى تبريز را بين خود به دو قسمت تقسيم كردند . ملك اشرف در محلهء مهاد مهين و ياغى باسدى در محلهء دروازهء رى ساكن شدند . اهالى تبريز براى مسأله‌اى معين به ياغى باسدى مراجعه كردند . بدين‌ترتيب ميان آن دو اختلاف افتاد . ملك اشرف طى دسيسه‌اى پنهانى ياغى باسدى را كشت و خبر داد كه او فرار كرده است . سپس ملك اشرف به تنهايى حاكم تبريز شد . اهرى مىنويسد : او پرچم ظلم را به اهتزاز درآورد . به روى اميران شمشير كشيد و از مستمندان ماليات نمارى گرفت . از اهالى به زور و شكنجه ماليات گرفت . ملك اشرف صد هزار گرگ گرسنه ( منظور سپاهيان ) را در آذربايجان و ارّان رها كرد . آنان هر نوع ستمى را بر اهالى روا داشتند . اهالى به جان آمده ، جلاى وطن كردند . « 1 » ملك اشرف بر اثر غارت مردم هفده خزانه پر از جواهر ، طلا و نقره گرد آورد . « 2 » او با ترس از مبارزهء طبقات پايين شهر ، در ربع رشيدى گوشه‌نشين شد . او در شش سال پايانى عمرش حتى در امور داخلى سرزمين نيز دخالت نمىكرد و تنها از جان خود محافظت مىنمود . بيشتر اهالى شهر در نتيجهء ستم ملك اشرف و مأمورانش تبريز را ترك كردند . « 3 » اين نيز يكى از اشكال مبارزهء عليه طبقهء دارا بود . برخى پژوهشگران اين‌گونه بيان كرده‌اند كه اهالى تبريز براى رهايى از ستم چوپانيان به حكومت اردوى زرين مراجعه كردند . « 4 » در اصل اين اعيان تبريز بودند نه اهالى شهر كه به جانى بيگ حاكم قيزيل اردو مراجعه كردند . آنان همچنان كه به شورش مردم خيانت كرده بودند ، اين‌بار نيز مىخواستند شهر را به جانى بيگ بسپارند . اگر ملك اشرف براى مردم تبريز بيگانه بود ، همان‌طور نيز جانى بيگ مهمان ناخوانده مىنمود . در 756 ق . ( 1356 م . ) جانى بيگ با پشتيبانى زمين‌داران خود فروخته بر تعداد زيادى
هامش
( 1 ) . تاريخ شيخ اويس ، ص 174 . ( 2 ) . ذيل جامع التواريخ ، ص 227 . ( 3 ) . تاريخ شيخ اويس ، ص 174 . ( 4 ) . جهانگير زينل اوغلو ، مختصر آذربايجان تاريخى ، استانبول ، 1923 ، ص 28 .