بستند و بر راههاى اصلى شهر خندق كندند . در كوچهها و باغها درختان بزرگ را بر راهها انداختند . آنان بندها را گشودند و آب را داخل خندقها جارى كردند . شورشيان اميران چوپانى را در تبريز گرفتند و كشتند . عدهاى را نيز اسير كردند . اميران چوپانى خويشاوندانشان را از مردم تبريز خواستند ، ولى مردم به آنها پاسخ رد دادند . شورش شدت گرفت . خانهاى چوپانى موفق شدند با سپاهى بزرگ به شهر وارد شوند . جنگ در شهر آغاز شد . هر محلهء تبريز به ميدان جنگ تبديل گرديد . « 1 »
پس از دو روز نبرد ، مردم تبريز نتوانستند در برابر سپاهيان از سر تا پا مسلح چوپانى ايستادگى كنند . در شكست شورش تبريز ، نقش خيانت اعيان را بايد در نظر گرفت . برخى از پژوهشگران مانند پيريف به تأثير از مؤلفان آن دوره عنوان مىكند كه اعيان تبريز از جمله مولانا نظام الدين ، مولانا تاج الدين و . . . با اميران چوپانى گفتگو كردند و مردم را از دست آنان رهايى دادند . پيريف بر اساس نوشتهء حمد اللّه قزوينى مىنويسد كه اگر گفتگو ميان اعيان تبريز و اميران چوپانى به نتيجه نمىرسيد ، از تبريزيان نشانى بر جاى نمىماند ، جوى خون در شهر راه مىافتاد و تبريز تماما محو مىشد . « 2 »
هنگامى كه جنگ ميان شورشيان و خانهاى چوپانى شدت يافت ، اعيانى همچون مولانا نظام الدين غورى ، مولانا نظام الدين كوكمرى « 3 » و . . . با ترس از گسترش شورش ، مردم را به آرامش دعوت كردند . حتى نظام الدين غورى به نزد ملك اشرف رفت و او را دعوت نمود تا به شهر بيايد .
به تعبير ابو بكر قطب الاهرى « شهر را به او بخشيد » . « 4 »
گفتگو ميان اعيان تبريز و خانهاى چوپانى براى رهايى مردم تبريز نبود بلكه براى جلوگيرى از ادامهء شورش بود . چنين سياست سازشكارانه در واقع خيانت به شورش بود . حافظ ابرو مىنويسد كه چون ملك اشرف و ياغى باسدى وارد شهر شدند ، شورشيان را به محاكمه كشيدند . بسيارى از آنان كشته و بقيه به اسارت گرفته شدند ، و آنان كه موفق به فرار گرديده بودند ، شهر را ترك كردند . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ شيخ اويس ، ص 170 ؛ ذيل جامع التواريخ ، ص 174 ؛ روضة الصفاء ، ج 4 ، تهران ، ص 552 .
( 2 ) .pirief . Azerbaejan khalginin chobinilara garshi azadlig mubarizasi tarikhindan . Azrabaijan SSR. 66 .s. 4 .no. 1971 .EAmaruzalari( 3 ) . مولانا نظام الدين كوكمرى دانشمندى برخاسته از روستاى كوكمر همدان بود . او تأثير زيادى در مسلمان شدن غازان خان داشت . هنگامى كه حمد اللّه قزوينى كتاب تاريخ گزيده را در 1329 و 1330 مىنوشت ، او در خانقاه صاحبآباد مىزيست . وى در قبرستان چرنداب تبريز دفن شده است . ( نك : روضات الجنان ، ج 1 ، ص 345 . )
( 4 ) . تاريخ شيخ اويس ، ص 170 - 171 .
( 5 ) . ذيل جامع التواريخ ، ص 174 .