تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اجتماعى ، واگذارى روستاها به مردم و . . . « 1 » عليزاده آن‌ها را با عقايد مزدك بىارتباط مىداند و مىنويسد كه صدر الدين و ديگر رهبران قيام مىخواستند با تبليغ عقايد مزدك ، طرفدارانى در ميان مردم براى خود بيابند . « 2 » رهبران طريقت قصد داشتند قدرت سياسى را به دست گيرند . آنان در تلاش بودند با معرفى آلافرنگ به عنوان شاه به اهداف خود برسند . در اصل بدون توجه به ارتباط يا بىارتباطى آنان با عقايد مزدكى ، رهبران طريقت به مردم نزديك بودند و آرزوهاى آنان را انعكاس مىدادند . طرفداران طريقت تشكيلاتى مخفى داشتند . آنان در آوريل 1298 م . ( 697 ق . ) براى به دست آوردن حاكميت سياسى كوشيدند . شيخى از دستهء تايجو اوغلو به او وعدهء پادشاهى مىدهد . ماجرا برملا مىشود . غازان خان دستور مىدهد تايجو اوغلو و چهار نوكرش را بكشند . در همان حال كسانى چون صدر الدين زنجانى ، برادرش قطب الدين ، قوام الملك پسر عموى قطب الدين ، زين الدين اينه بك قاضى تبريز از خويشاوندان صدر الدين و . . . به دستور غازان خان به هلاكت رسيدند . « 3 » برنامهء اجتماعى اين طريقت فعلا مشخص نيست . موضوع آشكار اين است كه آنان مىكوشيدند با به دست آوردن قدرت سياسى ، برنامهء اجتماعى و آرمان‌هايشان را به اجرا برسانند . در نتيجهء ضعيف شدن حكومت مركزى در سال 730 ق . ( 1330 م . ) آذربايجان ميان گروه خان‌ها تقسيم شد . وضعيت مردم در زمان حاكميت شيخ حسن ( 1338 - 1343 م . ) و ملك اشرف ( 1344 - 1357 م . ) بيشتر به وخامت گراييد . معين الدين نطنزى مىنويسد كه در دورهء شيخ حسن ، مردم تبريز به تنگ آمده بودند . مردان حتى بر زنان خود اختيارى نداشتند . « 4 » ماليات‌هاى سنگين ، ستم خان‌ها ، گرانى و قحطى جان طبقهء پايين مردم تبريز را به لب رسانده بود . چنين وضعى نه تنها در تبريز بلكه در ديگر شهرها و روستاهاى آذربايجان حاكم بود . از اين‌رو مردم عليه ستم اميران چوپانى مبارزه مىكردند . تبريز مركز اساسى اين مبارزه بود . در بهار 1344 م . ( 744 ق . ) شورشى مسلحانه در تبريز رخ داد . « 5 » علت اصلى اين شورش ستم بيش از حد اميران ، ملك اشرف و ياغى باسدى بر مردم بود . اهالى تبريز دروازه‌هاى شهر را
هامش
( 1 ) . ( 2 ) . عليزاده ، همان ، ص 283 . ( 3 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 325 - 327 . ( 4 ) . معين الدين نطنزى ، منتخب التواريخ ، ص 158 . ( 5 ) . براى آگاهى دربارهء اين شورش نك : پيريف ، همان ، ص 94 - 95 .