تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
داده شود . سرانجام ارغون خواستهء آن‌ها را برآورده كرد و دستور داد كه از خزانه آن‌ها را يارى كنند . » ارغون ماليات قپچور « 1 » را نيز سامان مىدهد . بدين‌ترتيب كه ارغون مىگويد : « از رعيت اخراجات فراوان گرفته و طلب مىشود . به همين جهت بسيارى از آنان پراكنده شده‌اند . لازم است همچنان كه در ماوراء النهر عمل مىشود ، در اينجا نيز به اندازهء توان هر كس از وى ماليات گرفته شود . » « 2 » با دستور او ، از هر فرد دارا ده دينار و از هر فرد مستمند يك دينار قپچور گرفته مىشد . چون مدت معينى مىگذشت از هر ده نفر هفتاد دينار ماليات مىگرفتند . آن‌چنان‌كه پيداست اعتراض مردم حتى بيوه‌زنان و يتيمان آن‌قدر عمومى بود كه حاكم مجبور شد به خواسته‌هاى آنان توجه اساسى كند . حتى پول‌هايى را كه غيرقانونى از بيوگان و يتيمان گرفته شده بود ، از خزانه به آنان برگردانده شد . يكى ديگر از اشكال تعارضات اجتماعى در تبريز اين بود كه اهالى شهر در اعتراض به مطالبه‌اى خاص ، شهر را ترك مىكردند . صدور فرمان گيخاتو در پانزدهم سپتامبر 1294 م . ( 693 ق . ) مبنى بر استفاده از پول كاغذى به جاى سكه با مقاومت مردم روبرو شد . حاكم تهديد مىكرد كه مخالفان با چاو را جزا خواهد داد . دادوستد با پول كاغذى در تبريز فقط يك هفته به طول انجاميد . در مخالفت با تدبير گيخاتو مبنى بر استفاده از چاو ، صنعت‌كاران و كاسبان و طبقهء پايين شهر ، مغازه‌ها را بستند و دسته‌جمعى شهر را ترك كردند . آنان حتى مال و اموالشان را از مغازه‌ها برداشتند و بردند . در بازار لباس و خوراك پيدا نمىشد . قيمت گوشت ده دينارى به صد و پنجاه دينار رسيد . يك من نان نيز به يك دينار قيمت يافت . داد و ستد در بازار متوقف گرديد . در اندك زمانى تبريز خالى شد . « 3 » اهالى باقىمانده در شهر نيز جمعه در مسجد گرد آمدند و با داد و فرياد شكايت كردند . جماعت عز الدين مظفر بن محمد وزير سعد الدين صاحب ديوان و همكارانش را كه در رواج چاو مىكوشيدند ، كشتند . « 4 » در نتيجه مبارزهء قطعى مردم تبريز ، گيخاتو مجبور شد چاو را لغو كند و داد و ستد دوباره با سكه به جريان افتاد . « 5 » بايد گفت كه تدبير استفاده از چاو در عراق عرب ، عراق عجم ، ديار بكر ،
هامش
( 1 ) . براى ماليات قپچور نك : عليزاده ، مقاله دربارهء قپچور ، مجلهء آكادمى علوم آذربايجان ، 1945 ، ش 5 ؛ ( 2 ) . جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 1 ، ص 149 - 150 . ( 3 ) . شهرى چنان انبوه از مردم خالى شد به كلى . ( جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 240 . ) ( 4 ) . تاريخ وصاف ، ص 274 . ( 5 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 239 - 241 ؛ تاريخ وصاف ، ص 272 - 274 ؛ عليزاده ، همان ، ص 220 - 221 .