سه من نان بايد داده شود . اگر قصورى نمىداشتند متولى نمىتوانست آنها را از كار اخراج كند ، اگر تقصيرى داشتند متولى خود دربارهء آن تصميم مىگرفت . » « 1 » بنابراين روشن مىشود كه غلامان به غلامان موروثى تبديل مىشدند ، يعنى وقتى كودكان بزرگ شوند آنان نيز غلام شده و مشغول كار مىگردند . تعداد غلامان نبايد كم مىشد و آنان بايد تا پايان عمر غلام مىماندند . « 2 »
در تبريز گدايان نيز بودند . در تزوكات تيمورى آورده شده است : « من دستور دادم كه پس از اشغال هر شهر و يا روستا ، گدايان را گرد آورده و به آنان نان روزانه بدهند . علاوه بر اين آنان را نشان كرده و نگذارند كه ديگر گدايى كنند . » « 3 »
بدينترتيب همچنان كه پيشتر اهالى تبريز را صنعتكاران و تاجران تشكيل مىدادند ، در طبقات فقير ، غلامان نيز بودند . نابرابرى اهالى تبريز و تعارضات اجتماعى رفته رفته شدت مىيافت .
در سدههاى سيزدهم تا پانزدهم ميلادى در تبريز نيز مانند شهرهاى ديگر آذربايجان طبقات پايين و ماليات ده ، مانند صنعتگران و خرده كاسبان در مبارزات طبقاتى شركت كرده و حتى رهبرى آن را بر عهده مىگرفتند . در تبريز اشكالى از تعارضات اجتماعى موجود بود . « 4 »
در برخى مواقع ، طبقات پايين همگى شهر را ترك كرده يا همگى كارخانهها و مغازهها را مىبستند . برخى پژوهشگران ترك شهر توسط اين طبقات را مبارزهاى عملى و نه نمايشى با فئودالها تلقى مىكنند . « 5 » ما نيز طرفدار اين نظريه هستيم ، چرا كه با اين عمل اين امكان وجود داشت كه طبقات اعيان را از نظر اقتصادى زير فشار گذاشت . رد كردن تمام خواستههاى ملاكان به صورت يكپارچه يا خوددارى در پرداخت ماليات ، شركت در مبارزه با اشغالگران بيگانه و تبديل اين مبارزه به حركات ضد فئودالى ( زيرا فئودالهاى بزرگ خيلى زود با اشغالگران سازش مىكردند ) . آنان براى محافظت از مال و اموالشان حاضر بودند كشور را به اشغالگران تقديم كنند ، ولى طبقهء پايين تا نفس آخر با اشغالگران مبارزه مىكردند . در چنين شرايطى ، مبارزه با بيگانگان به مبارزه با فئودالها تبديل مىشد و اين ماهيتى طبقاتى داشت . طبقات
هامش
( 1 ) . همان ، ص 195 - 196 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . ابو طالب حسين تربتى ، تذكرهء تيمورى ، ترجمهء انگليسى از روى چاپ 1773 شهر آكسفورد ، افست ، تهران ، 1342 ، ص 360 .
( 4 ) . براى اشكال مبارزهء طبقاتى در آذربايجان طى سدههاى سيزدهم و چهاردهم ميلادى نك : عليزاده ، همان ، ص 258 - 262 .
( 5 ) . نك : پورشنه ، كتاب دربارهء فئوداليسم ، مسكو ، 1964 ، ص 518 .