تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بايد جانشين او مىشد . اگر غلام مرده پسرى نداشت مىبايست از ديگرى غلامى مىخريدند و جايگزينش مىكردند . چون غلام زن مىمرد ، دختر يكى از غلامان را به مرد همسر مرده مىدادند و عروس نيز بايد مثل غلام كار مىكرد . اگر دختر بالغى نبود ، موقتا از جاى ديگر كنيزى مىخريدند و به جاى زن مرده مىنهادند . رشيد الدين بيست غلام ترك نيز داشت . در ميان آنان مقنى ، نقاش و كمانچه‌نواز مشاهده مىشد . به هريك از اين غلامان روزانه سه من نان مىدادند . در مقابل كار غلامان ، مقدارى محصول را كنار مىگذاشتند كه اگر غلام مرد ، خرج كفن و دفنش نمايند . « 1 » به هريك از غلامان دستمزد روزانه پرداخت مىشد . به جاى اين مزد همواره نان مىدادند . در هنگام كار غلامان را به دسته‌هاى ده نفرى تقسيم مىكردند و كارآمدترين هر دسته را سردسته قرار مىدادند . در روز بايد صد نفر در باغ‌ها كار مىكردند . براى هر صد غلام يك نفر رئيس تعيين مىشد . سردسته علاوه بر نان روزانه مبلغ صد دينار مزد مىگرفت . به هريك از غلامان روزانه دو من نان مىرسيد . به هر سى مقنى كار روزانه ابلاغ مىشد . چون 50 گز ( 48 تا 50 متر ) مىكندند ، سه چهارم مبلغ تعيين شده را به آنان مىپرداختند . سردسته نبايد مىگذاشت كه آنان بيكار بمانند . « 2 » به كسانى كه در باغ‌هاى رشيدآباد و فتح‌آباد به باغبانى ، بيل زدن و هرس درختان مشغول بودند ، علاوه بر مزد روزانه ، يك چهارم محصول باغ نيز داده مىشد . « 3 » چون كار در قسمتى از باغ را به پايان مىرساندند ، متولى آنان را به كار در قسمت ديگر فرامىخواند . « 4 » رشيد الدين به هر خانوادهء غلام ، دو رأس گاو مىسپرد . غلام مىبايست اين گاوها را پروار كرده و گوساله بگيرد . از شير و خامهء به دست آمده يك چهارم ، دو مرغ و صد تخم‌مرغ به غلام داده مىشد . سه چهارم جوجه و تخم‌مرغ به غلامان مىرسيد . دو مرغ و صد تخم‌مرغ كه به غلامان داده مىشد ، بايد همواره آماده مىبود . « 5 » رشيد الدين هيچ مطلبى دربارهء سرنوشت نهايى غلامان نمىگويد . تنها دربارهء بيست غلام ترك مىنويسد : « اگر يكى از آنان بميرد ، بايد يكى از پسرانش را عوض بگذارند . به هر كدام از آن
هامش
( 1 ) . وقف‌نامهء ربع رشيدى ، ص 192 - 193 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 194 . ( 4 ) . همان ، ص 194 - 195 . ( 5 ) . همان ، ص 194 - 197 .
تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 106 | سيد آقا عون اللهى / شاهمرسى