تا شام در كارخانهها براى يك شكم نان بايد كار مىكردند و طبق قاعدهء مصوب سلاح ساخته و تحويل دولت مىدادند . « 1 »
يك طبقهء كوچك ديگر كه نقش مهمى در ادارهء شهر داشت و اكثريت اهالى را نيز شامل مىشد ، صنعتكاران ، كاسبان و پيشهوران بودند كه وضعيت آنها نابسامان بود . تصادفى نيست كه ماركوپولو ضمن بحث از وضعيت اهالى تبريز مىنويسد : « كسانى كه با بيگانگان داد و ستد مىكنند خيلى زود ثروتمند مىشوند ولى عموم اهالى شهر فقير هستند . » « 2 »
تعدادى از اهالى تبريز فقيرانى بودند كه كار و پيشهاى نداشتند . تعدادشان آنقدر زياد بود كه شاهان به هنگام ورود به تبريز به آنان صدقه مىدادند . حتى براى ساكت كردن آنها در تبريز « دار المساكين » ساخته شده بود . در شام غازان و شهرستان رشيدى چنين خانههايى وجود داشت . در شهرستان رشيدى دو « ديگ مسكينان » بزرگ گذاشته شده بود . در آنجا براى بىچيزان غذا مىپختند و مجانى مىدادند . هر روز به بىچيزان دو من نان و يك ظرف كوچك خوراك گوشت مىدادند . دربان ، اين بىچيزان را به نوبت به داخل راه مىداد . در آنجا همه به رديف نشسته و به هر ده نفر مقدار ده ظرف آش اوماج داده مىشد . پس از خوردن و تحويل دادن ظرفها ، به ده نفر ديگر غذا مىدادند . چون صد نفر غذا مىخوردند . صد نفر ديگر داخل مىشدند . « 3 » علاوه بر اين غازان خان به هنگام ورود به تبريز ، به مستمندان صدقه مىداد .
رشيد الدين مىنويسد هنگامى كه غازان در ذى الحجهء 696 ق . ( سپتامبر 1297 م . ) وارد تبريز شد ، براى فقيران مال فراوان صدقه داد . « 4 »
گرفتن پول از ثروتمندان براى ساختن خانهء مستمندان و غذا دادن به آنها ، و همچنين صدقه دادن پادشاهان به آنان با هدف ساكت كردن آنها و جلوگيرى از اغتشاش صورت مىگرفت . ولى همهء اينها نشان مىدهد كه تعداد معينى از اهالى تبريز را فقيران تشكيل مىدادند . در تبريز و ربع رشيدى از كار غلامان نيز استفاده مىشد . در ميان سه هزار و ششصد غلام رشيد الدين ، صاحبان حرف و پيشه نيز بودند . مثلا از دويست و بيست غلام مرد در ربع رشيدى ، سى نفر مقنى بودند . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ص 31 .
( 3 ) . وقفنامهء ربع رشيدى ، ص 181 - 183 .
( 4 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 324 .
( 5 ) . همان ، ص 197 . عليزاده اشاره مىكند كه رشيد الدين از بيشتر غلامانش چون ياردار استفاده مىكرد . ( نك :
عليزاده ، همان ، ص 78 .