اين بخش از جامعه محدود به شهرها نمىشد . منافع طبقهء بالا عليه منافع تودهء مردم بود . اين تضاد در آثار اوحدى مراغهاى ( 1274 - 1338 م . ) فيلسوف و متفكر مشهور آن زمان انعكاس يافته است . اوحدى خودسرى و رشوهخوارى مأموران دولتى را در شهر به باد انتقاد گرفته است .
او در جامجم مىنويسد : دزد شريك شحنه بود . و خود در كوچهها عسس مىشد . كاروان روستاييان را چپاول كرده و شحنهء شهر مال هر دو را مىبرد . چون در شهر عسس نيست ، خم ابروى شحنه كفايت مىكند . « 1 »
اوحدى مراغهاى دربارهء رشوهخوارى حاكمان و جانشينان آنها آورده است : اگر تو رشوه نمىخواهى براى نايبانت چارهاى كن . « 2 »
اوحدى از زحمت روستاييان و مفتخورى كدخدايان و عسسها مىنويسد : روستايى يك بار در دو ماه گوشت مىخورد . قراول شاه هر روز مرغ بريان مىبلعد . دستهاى روستاييان از پوست درآمده بود . كدخدا دست نرم خود را دراز كرده و مىگفت بياور . چون از دست او نان مىگيرى ، بر دستهاى پارهاش نيز نظرى كن . « 3 »
صنعتگران ، خرده تاجران ، پيشهوران مختلف و مستمندان نيز از ستم مأموران دولت به جان آمده بودند . خرده كاسبان از تاجران عمده و زمينداران پول به اجاره مىگرفتند . اگر نمىتوانستند قرضشان را ادا كنند ، املاكشان توقيف مىگرديد و خود و خانوادهشان اسير مىشدند . « 4 » صنعتكاران نيز در چنين وضعى قرار داشتند . صنعت كارانى كه در كارخانههاى اعيان يا درباريان كار مىكردند ، وضعيت بدترى داشتند . به دستور غازان خان تعداد زيادى صنعتگر اسلحهساز در كارخانههاى دربار كار مىكردند . غازان خان از آنها با نام « اوزان و اسيران ما » « 5 » نام مىبرد .
بدين ترتيب همراه صنعتكاران آزاد ، صنعتكاران اسير نيز بودند . اينان از نظر حقوقى بسيار با صنعتكاران آزاد تفاوت داشتند . در باغ رشيدآباد دويست نفر ( صد مرد و صد زن ) كار مىكردند .
صنعتكاران آزاد با سرمايهء خود در بازارها سلاح مىساختند ، ولى صنعتكاران اسير از صبح
هامش
( 1 ) . اوحدى ، « جامجم » ، ضميمهء مجلهء ارمغان ، تهران ، تير 1307 ، ص 71 .چون نخواهى تو رشوه و پاره * نايبان را نيز بكن چاره( 2 ) . همان ، ص 127 .
( 3 ) . همان ، ص 71 .
( 4 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 525 - 527 .
( 5 ) . ايشان اوزان و اسيران مايند . ( همان ، ص 544 . )