نمود وكلام أو تجزيه شود به شخص مقر ضرر وارد خواهد شد چرا كه گاه مىشود
مدت واجل در اقرار ، طولانى است . واگر آن را ناديده بگيريم زيان زيادى به مقر
وارد وموجب مىشود كه شخص از ذكر حقيقت خوددارى نمايد .
در كتب حديث روايتي است از امام صادق ( عليه السلام ) در كيفيت قضاوت حضرت
على ( عليه السلام ) كه مىگويد : " حضرت على ( عليه السلام ) در قضاوت خود گفته هاى
متخاصمين را تجزيه نمىنمود واين طور نبود كه أول گفتار شخص را قبول
وآخرش را قبول نكند " ( 1 ) .
حقوقدانان نيز كلا معتقد به عدم تجزيه اقرار موصوف مىباشند ومىگويند :
شخص دائن يا تمام گفتارهاى شخص " مقر " را مىپذيرد پس اقرار آن را تجزيه
نمىكند ويا آن كه أصلا اقرار أو را قبول نمىكند پس بايد براي اثبات دين خود
دليلي غير از اقرار بياورد ومسؤوليت اثبات به عهده مدعى است .
مادة ( 1282 ق - م ) مىگويد : " اگر موضوع اقرار در محكمه مقيد به قيد يا
وصفى باشد ، مقر له نمىتواند آن را تجزيه كرده ، از قسمتى از آن كه به نفع اوست
بر ضرر مقر استفاده نمايد واز جزء ديگر آن صرفنظر كند " .
لازم به ذكر است كه آنچه گفتيم مخصوص موردى است كه قيد ووصف متصل
به مقر به بوده باشد واما اگر منفصل باشد وبين قيد يا وصف ومقر به به سكوت يا
غير سكوت فاصله بيفتد . پس بين قيد ومقر به تجزيه شده وقول به تجزيه اقرار ،
صحيح مىباشد .
هامش
( 1 ) " كان أمير المؤمنين لا يأخذ بأول الكلام دون آخره " ، ( وسائل الشيعة 18 : 158 ، باب 4 از أبواب
آداب القاضي ، حديث 3 ) .