تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
خود را در مقابل ديگرى اثبات كند أو ، صاحب حق شناخته مىشود . والا اقرار مزبور در تشخيص دعوى مؤثر نخواهد بود . هم چنين اگر كسى مثلا ادعا كند فرشى كه در خانه زيد است مال من مىباشد ودادخواستى به محكمه بدهد . وبعد شخص ديگرى وارد دعوى شده وأو نيز ادعا كند كه فرش مال من است ، و " خوانده " در محكمه اقرار كند كه اين فرش را ، پدرم به عنوان امانت از يكى از اين دو نفر گرفته است . چنين اقراري مؤثر واقع مىشود ودر صورت اختلاف بين مدعى ( خواهان ) وشخص ثالث ، دادگاه بايد به اختلافشان رسيدگى نموده وهر كدام را كه مالك تشخيص داد به نفع وى حكم صادر نمايد . ه‍ - " عدم تكذيب مقر له " . يكى ديگر از شرايط آن است كه مقر له ، مقر را تكذيب نكند واگر مقر له مفاد اظهارات مقر را تكذيب كند چنين اقراري مؤثر نبوده . ومقر ملزم به اقرار خود نيست . علامه حلى ( رحمه الله ) در تذكره مىگويد : تصديق مقر له شرط نيست ولى عدم تكذيب مقر توسط مقر له شرط است . مادة 1272 ق - م نيز مىگويد : " در صحت اقرار ، تصديق مقر له شرط نيست ، ليكن اگر مفاد اقرار را تكذيب كند اقرار مزبور در حق أو اثرى نخواهد داشت " مىتوان چنين استدلال كرد كه اگر اقرار مورد تكذيب قرار گيرد كاشفيت وحكايت وى از واقع سلب مىشود ومانند دو شهادت متعارض تساقط مىكند . پس تكذيب مقر له يا اقرار واخبار شخص مقر تعارض كرده ، وتساقط مىكنند . ولى اين اقرار به كلى از اعتبار ساقط نمىشود بلكه دلالت آن بر اين كه مال موجود تحت يد مقر از آن أو نيست پا بر جا وباقي است . بعضي از فقها گفته اند كه محكمه به اين دلالت توجه كرده ومال موجود را از شخص مقر مىگيرد ونزد خود به امانت نگه مىدارد . . . كه اين قول مورد قبول نيست ودليلي بر انتزاع مال از دست مقر
ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) — صفحة 186 | علي اكبر محمودي دشتي