تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
أو در اثر ضرب وشكنجه باشد يا در اثر تهديد به اعمال مخالف حيثيت وشؤون أو باشد " . ه‍ - " آزاد بودن " : يكى ديگر از شرايط مقر آن است كه بايد آزاد باشد واقرار شخص برده وكنيز چه در أمور مالي يا جنايى يا حدود ، مؤثر نيست ودليل اعتبار حريت در اقرار أولا : اجماع است ، چون فقها در اعتبار آن ، اتفاق نظر دارند وثانيا : تعريف اقرار ، بر اقرار شخص برده وكنيز ، منطبق نيست ، چون اقرار شخص برده ، در أمور مالي بر ضرر خود نمىباشد بلكه اقرار أو ، بر ضرر مولا وآقاى خود مىباشد . ولذا اگر مولا اقرار عبد را تصديق كند اقرار وى ، نسبت به أمور جنايى وكيفرى وحد الهى تنفيذ مىشود . واما نسبت به أمور مالي نمىتوان عبد را محكوم نمود زيرا عبد هر چه كسب كند مالك نمىشود . واز آن مولا خواهد بود . مولا را هم نمىتوان محكوم نمود چون اقرار عبد نسبت به غير نافذ نيست . پس بايد شخص طلبكار منتظر بماند تا آن كه عبد از رقيت خارج وپس از آزادى أو را ملزم به اقرار نمايد . و - " رشد " : يكى ديگر از شرايط اقرار كننده آن است كه رشيد باشد . دليل بر اعتبار آن أولا : اجماع فقها مىباشد . ثانيا : شخص غير رشيد محجور است ومستقلا نمىتواند تصرف كند . پس اقرار أو الزام آور نيست . وثالثا : مىتوان گفت : مفهوم " إقرار العقلاء على أنفسهم جائز " بر شخص سفيه . وغير رشيد منطبق نيست . ابن أثير در مادة عقل ، عاقل را در مقابل أحمق قرار داده وبه حديث زبرقان استشهاد مىكند كه مىگويد : " أحب صبياننا الأبله العقول " يعنى از ميان فرزندان خويش ، فرزندى را بيشتر دوست دارم كه ظاهرش إبله وأحمق ، ودر باطن عاقل