فرمان دهد واقع مىشود ! و آنچه واقع شود ؛ خدا فرمان داده است - و ديگرى ؛ [ تشريعى ] . و اين ، بر دو گونه است :
يكى : وقوع [ مأموربه ] ، از آن ، مطلوب است .
و ديگر اينكه ؛ آنچه مطلوبست ، حقيقت فرمان و [ نفس الأمر ] است .
امّا ؛ مطلب ، در همينجا تمام نميشود ! زيرا ؛ گفتار آنحضرت كه فرمود :
« و خواست كه ؛ سجده نكند ! و اگر ميخواست ، سجده ميكرد . »
و « و خواست كه ؛ از آن بخورد ! و اگر نميخواست ، نميخورد . »
و « و خواست كه ؛ او را سر نبرد . »
روشنگر اين معنى است كه ؛ براى خدا ، مشيّتى موجود است ، بر خلاف مشيّتى كه ؛ أمر و نهيش به آن ، صورت گرفته است ! .
[ خواسته شده ] ، غير از آنچيزى است كه ؛ أمر خدا يا نهيش ، به آن تعلّق گرفته ! . نه اينكه ؛ نسبت به فعل و ترك [ مأموربه ] ، مشيّتى نيست . و آنچه در بخشپذيرى و إنقسام أمر ، آورده شد ، به طاعت فرمانبرداران ، و عصيان گنهكاران ، ربطى ندارد . و مطلوب بودن وقوع [ مأموربه ] و عدمش ، بدنبال طاعت و عصيان نيست ! و نيز ، طاعت و عصيان ، درپى آن ، نه ! . و چنين نيست كه ؛ هرزمان ، [ مأموربه ] ، واقع نشد ، داورى شود كه ؛ او مطلوب نيست ! و از قسم دوّم بشمار آيد ! و هرگاه ، واقع شد ، داورى شود كه ؛ او ، مطلوب است ! و از قسم أوّل بشمار آيد ! .
حق سبحانه و تعالى ! در دو جاى كتابش فرموده :
« و نميخواهيد ، مگر اينكه ؛ خدا - كه پروردگار جهانها است - بخواهد . » « 1 »
« و نميخواهيد ، مگر اينكه ؛ خدا بخواهد ، . . . » « 2 »
در ايندو جا ، صريح است باينكه ؛ آنچه إراده شده - كلّا - با مشيّت أزلى ، مطابق است و واقع شدن أفعال - تماما - در خارج ، با آنچه در مشيّت و علم خدا است ، مطابقت دارد .
و اينست ، معنى : [ آنچه خدا خواست ، بود ( و هست ) ! و آنچه نخواست ، نبود ( و نيست ) ! ] اين ، گفتار مجملى بود ، در [ مشيّت أزلى ] ، كه آن ، از صفات ذات است .
هامش
( 1 ) -« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »تكوير ، آيه 29
( 2 ) -« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »دهر ، آيهء 31