« فرمايش خداى تعالى ! : [ اينكه ؛ خدا بخواهد ، ] بمعنى مصدر است . و به آنچه كه ؛ بر طبق ظاهرش به آن متعلّق است ، تعلّق دارد ! . درواقع ، چنين است :
و هرگز نگو ! كه من - براستى - فردا ، بجا آورندهء چيزىام ! مگر ، مشيّت خدا ( بجاى آورد . ) »
و چونكه اين إراده - نسبت به تمام أشياء - در رتبهء أوّل حدوث ، واقع است ، بدين جهت ، او [ وراى مشيّت أزلى ، ] حادث است . و بعد از آن ، بنوبت ، [ تقدير ] حادث است ، آنگاه ؛ [ قضا ] ، و بعد از آن ، وقوع خارجى و حكم .
إمام سجّاد عليه السّلام ، برآمدن حاجات خويش را ( از آستان أقدس إلهى ! ) با اين گفتارش - در صحيفه - خواستار است :
« و همهء آنچه ؛ از تو خواستم !
- و در ( نياز و ) طلب ، به تو روزدم !
و در آن ، روى دل ، به تو باز كردم ! -
آن را إجابت فرما ! و إراده كن ! و مقدّر ساز ! و به قضا رسان ! و وجود خارجى بده !
و از آنچه ؛ بصحنهء ( داورى و ) قضا ميآورى ، خير و خوشى ! برايم پيشآور ! و برايم در آن ، مباركى و ميمنت ! قرار بده ! » « 1 »
و اين مشيّت و إراده ، همانا - درما - بدنبال علل و موجباتى پديد ميآيد . و آن ، تصوّر شىء دلخواه است - به صورت گمانى ! يا تخيّلى ! يا علمى ! -
هرگاه ؛ ما ، بدرك چيزى نائل شديم ، اگر تمايل و رغبت ، يا تنفّر و بيزارى آنچيز را بخودمان - ناگهان - با وهم ( خويش ) يا عقل بديهى ! يافتيم ! از ما شوق و رغبتى بجذب ( و إنجذاب آن ) يا دفع و راندنش ، منبعث ميگردد ! و شدّت اين شوق ، [ عزم جازم ] است ، كه [ إراده ] نام دارد . و إراده ، هرگاه ؛ به نيروى توان - كه هيئت و گردهم آئى ، براى قوّت فاعل است - ضميمه شود ، آن قوّت فاعلى ، براى تحريك عضلات ، برانگيخته شود و فعل ، صورت گيرد .
امّا ؛ إرادهء مولى سبحانه و تعالى ! - اگر [ حتمى ] متعلّق بأفعال او باشد - جز فعل ( و أثر ) ، چيز ديگرى نيست . و اگر ؛ [ عزمى ] باشد ، فرمان بشيء است ، و خوشنودى و رضا به آن .
و اين إرادهء حادث است كه ؛ از [ مشيّت ] آيهء زير ، مشخّص و معيّن است :
« خدا ، آنچه بخواهد ، محو ( و نابود ) سازد و إثبات كند ! و نزد او ، [ أمّ الكتاب ] است . » « 2 »
و در تفسير علىّ بن إبراهيم ، دربارهء :
« فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ »
« 3 » وارد است كه ؛
« يعنى : خدا ، هرأمرى از حقّ ! و از باطل ! و آنچه را كه ( بايستى ) در آن سال باشد ، اندازهگيرى و تقدير مىكند . و برايش - در آن تقدير ، - بداء و مشيّت است . از مرگ و مير ! و گرفتارى و ناخوشى و رويداد ! و ارزاق ! آنچه بخواهد ، پيش اندازد ! و آنچه بخواهد تأخير ! . و آنچه بخواهد ، در آن ميافزايد ! و آنچه بخواهد ،
هامش
( 1 ) - صحيفهء سجّاديّه ، دعاى 48 ( دعاى آن حضرت ، در عيد قربان و جمعه )
( 2 ) -« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »رعد ، آيهء 39
( 3 ) - دخان ، آيهء 4