تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
اينكه فرمود : « آغاز فعل » ، يعنى : صادر أوّل و نخستين چيز ، كه از فاعل ، سر مىزند و به [ وجود معلوم ] ، منجر مىشود - همان وجود علمى إنشائى ، كه ناشى از مشيّت است - چنان كه در حديث معلّى بن محمّد - از گفتار معصوم عليه السّلام - گذشت ، ( به اين بيان ) : « و بمشيّت ، صفات و مرز آنها را شناخت ! و قبل از نمايان كردنشان همه را إنشاء فرمود . » « 1 » پس ؛ أوّل عالم - از عوالم سير وجودى ! - همان عالم إنشا ( و ايجاد ) علمى است ! كه ؛ در آيهء زير ، به آن إشاره شده : « تحقيقا ! بر إنسان ، زمانى از روزگاران ، گذشت كه ؛ شيئى ( بالفعل و ) نامبر نبود . » « 2 » در كافى ، از إمام صادق عليه السّلام ، روايت است كه : اندازه‌گيرى و مقدّر شده بود ، ( امّا ) نامبر نبود ! » « 3 » و در مجمع البيان است كه : « چيزى بود ، اندازه‌دار ! ولى ؛ مكوّن نبود » « 4 » در [ محاسن ] ، از إمام باقر عليه السّلام ميآورد كه : « چيزى بود ، ولى ؛ نامبر نبود ! . » « 5 » در مجمع البيان ، از إمام باقر و إمام صادق عليهما السّلام ، روايت است كه : « در علم و دانش ، نامبر بود ، امّا ؛ يادى از وى در آفرينش و آفريده‌ها نبود ! . » « 6 » و گاهى ، بر اين [ إيجاد علمى تقديرى ] ، آفرينش ، إطلاق مىشود . چنان كه ؛ شيخ ( بزرگوار ) ما - صدوق - در توحيد ، از إمام صادق عليه السّلام ، روايت كرده است . فرمود : « البته ! خداى عزّ و جلّ ! پيش از اينكه خلقش را بيافريند ، خوشبختى و بدبختى را آفريد . و كسى را كه حقتعالى ! سعيدش دانست ، هيچگاه ؛ بغض و كينه ، به او ، روا نداشت . و چنانچه ؛ عمل زشتى از او سر زد ، همان عملش را مورد بغض و كينه ، قرار داد ! و ( به خود ) او ، بغض و كينه ، روا نداشت . و اگر ؛ بدبختش ميدانست ، هيچگاه ؛ محبّتش را به او نثار نميكرد ! » « 7 » پس ؛ مراد ، همان [ آفرينش تقديرى إنشائى ] است ، كه با مشيّت ، حاصل ميگردد . و اينست ، معنى گفتار معصومين عليهم السّلام ! كه فرمودند : « أفعال بندگان ، آفريده شده است ! » چنان كه در حديثى كه ؛ شيخ ( بزرگوار ) ما - صدوق - آورده ، به همين معنى ، تفسير شده است . او ، در [ عيون ] ، با سندش از عبد السّلام بن صالح هروى ، روايت كرده كه :
هامش
( 1 ) - كافى ، جلد 1 : 148 ( 2 ) -« هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً . »دهر ( إنسان ) ، آيهء 1 ( 3 ) - كافى ، جلد 1 : 147 ( 4 ) - مجمع البيان ، جلد 10 : 406 ( 5 ) - محاسن ، جلد 1 : 243 ( 6 ) - مجمع البيان ، جلد 10 : 406 ( 7 ) - توحيد : 357 و كافى ، جلد 1 : 152 و محاسن برقى ، جلد 1 : 279 رقم 405