تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
بدروغ ، إفترا زده‌ايم ! . هرگز ! براى ما ممكن نيست ، كه به آن برگرديم ، مگر اينكه ؛ مشيّت خدا [ كه پروردگار ما است ] تعلّق گيرد . پروردگار ما - علما - بهرچيز ، إحاطه دارد . بر خدا توكّل كرديم . » « 1 » و گفتار خداى تعالى ! كه بعد از ذكر مشيّتش فرمود : « پروردگار ما - علما - بهرچيز ، إحاطه دارد » همان [ مشيّت ] را واضح و تفسير مىكند . و روشنگر اين واقعيّت است كه ؛ أشياء و تمام أفعال - همگى - در مشيّت خداى تعالى ! محاطاند . و بايستى ؛ يكتاپرستان ، بر او توكّل كنند ، چنان كه ؛ [ شعيب ] ، بر او توكّل نمود [ كه در إيمان ، ثابت قدمش بدارد ! و بحول و قوّهء خويش ، او را از شرّ بدانديشان و بدكاران ، آزاد كند . ] و اين مشيّت - در رتبه - از علم أزلى ، متأخّر است و بدنبال آن ! [ اگر چه در يك مناطاند ] . در زبان حديث ، [ ذكر أوّل ، و مشيّت علم ، و إرادهء عزم ، و آغاز فعل ] نام دارد .

ذكر أوّل :

چنان كه ؛ در حديث يونس بن عبد الرّحمن ، از إمام رضا عليه السّلام ، روايت است . آن جناب فرمود : « اى يونس ! تكوّن نيابد ، جز آنچه ؛ خدا خواست ، و إراده نمود ، و مقدّر ساخت ، و به قضا رساند . اى يونس ! ميدانى ؛ [ مشيّت ] چيست ؟ گفتم : نه فرمود : آن ، [ ذكر أوّل ] است . و ميدانى ؛ [ إراده ] چيست ؟ گفتم : نه فرمود : آن ، تصميم و عزيمت است ! بر آنچه بخواهد . و ميدانى ؛ [ قدر ] چيست ؟ گفتم : نه فرمود : آن ، هندسه و اندازه‌گيرى و مرزبندى بقا و فنا است . » يونس گفت : « آنگاه ؛ فرمود : قضا ، همان محكم ساختن و [ وجود عينى ] دادن است . » « 2 »
هامش
( 1 ) -« قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا »أعراف ، آيهء 89 ( 2 ) - شيخ كلينى ، در كافى - جلد أوّل ، صفحه 157 - از علىّ بن إبراهيم ميآورد كه از پدرش از إسماعيل بن مرّار ، روايت دارد كه ؛ يونس بن عبد الرّحمن گفت : « حضرت رضا عليه السّلام به من فرمود : اى يونس ! در گفتار و عقيدهء [ قدريّه ] نباش . براستى ! قدريّه ، نه بر قول و عقيدهء أهل بهشت‌اند ، نه گفتار أهل آتش ، و نه گفتار إبليس . أهل بهشت گفتند : هرگونه حمد و ثنا ، ويژهء خداوند است كه ؛ ما را به اين مرتبه ، هدايت و راهنمائى فرمود . و اگر ؛ ( رحمت خدا ، چو فرّهما ! بر سرما ، سايه افكن نميشد و ) رهنمون و هادى ما نميگشت ، هيچگاه ، ( بسراى جاودان حقيقت ! ) راه نميبرديم . و أهل آتش گفتند : پروردگارا ! شقاوت و بدبختى ما ، بر ما ، چيره شد و گروهى گمراه بوديم . و إبليس گفت : پروردگارا ! بخاطر آنكه ؛ مرا إغوا كردى ! و از راه بدر بردى ! . گفتم : به خدا ! بر عقيده‌شان نيستم . ولى ؛ من قائلم كه : ( چيزى ) تكوّن نيابد ، جز به آنچه خدا خواست ، و إراده نمود ، و -
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 88 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / شاهمرادى