آغاز فعل :
در حديث [ هاشمى ] وارد است كه ؛
« شنيدم موسى بن جعفر عليهما السّلام ميفرمايد :
چيزى تكوّن نيابد ، جز آنچه خدا خواست ، و إراده نمود ، و مقدّر ساخت ، و به قضا رساند .
گفتم : معنى [ خواست ] ، چه باشد ؟
فرمود : آغاز فعل .
گفتم : [ مقدّر ساخت ] ، چه معنى دارد ؟
فرمود : اندازهگيرى و تقدير هرچيز ، از طول و عرضش ، . . . » « 1 »
و در [ محاسن برقى ] با سند صحيح خود ، از يونس ، ميآورد كه :
« به حضرت رضا عليه السّلام گفتم :
تكوّن نيابد ، جز آنچه خدا خواست ، و إراده نمود ، و به قضا رساند .
فرمود : تكوّن نيابد ، جز آنچه خدا خواست ، و إراده نمود ، و مقدّر ساخت ، و به قضا رساند . »
إضافه نمود كه :
« گفتم : معنى [ خواست ] ، چه باشد ؟
فرمود : آغاز فعل .
گفتم : پس ؛ معنى [ إراده نمود ] چيست ؟
فرمود : ايستادگى و ثبوت بر آن .
گفتم : [ مقدّر ساخت ] ، يعنى چه ؟
( فرمود : اندازهگيرى و تقدير هرچيز ، از طول و عرضش .
گفتم : ) . . . » « 2 »
گمان ميكنم ؛ در كافى ، ( قسمتى ) از حديث ، افتاده باشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - شيخ كلينى ، در كافى - جلد أوّل : 150 - از علىّ بن محمّد بن عبد اللّه ، از أحمد بن أبى عبد اللّه ، از پدرش از محمّد بن سليمان ديلمى ، روايت كرده كه : عليّ بن إبراهيم هاشمى گفت :
« شنيدم ؛ موسى بن جعفر عليهما السّلام ميفرمايد :
چيزى تكوّن نيابد ، جز آنچه خدا خواست ، و إراده نمود ، و مقدر ساخت ، و به قضا رساند .
گفتم : معنى [ خواست ] ، چه باشد ؟
فرمود : آغاز فعل .
گفتم : [ مقدّر ساخت ] ، چه معنى دارد ؟
فرمود : اندازهگيرى و تقدير هرچيز ، از طول و عرضش .
گفتم : [ به قضا رساند ] يعنى چه ؟
فرمود : هرگاه ؛ در قضا استوار نمود ، بإمضاء رسانيد . و آنست كه ؛ برايش ردّ و برگشتى نيست . »
( 2 ) - محاسن ، جلد 1 : 244 و بحار ، جلد 5 : 122 و مسند إمام رضا ( ع ) ، جلد 1 : 20
( 3 ) - قسمتى كه ؛ در محاسن برقى ، موجود است و در كافى - ظاهرا - از حديث ، افتاده ! اينست :
« گفتم : پس ؛ معنى [ إراده نمود ] ، چيست ؟ . فرمود : ايستادگى و ثبوت بر آن . »