تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

( 2 ) - پيرامون كتاب فقه الرّضا عليه السّلام

پژوهشى در حجّيّت كتاب فقه الرّضا عليه السّلام ، بقلم آية اللّه سيّد مهدى بحر العلوم ، كه در مقدّمهء آن كتاب ، در سال 1274 هجرى قمرى ، بچاپ رسيده است . در زير - ملخّصا - فارسى آن را ملاحظه ميكنيد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
مرحوم مجلسى ، كتاب « فقه الرّضا عليه السّلام » را در بحار الأنوار آورده ، و قبل از او ، پدرش - مجلسى أوّل - أوّل كسى است كه ، اين كتاب را ترويج نمود ! و در كتاب « اللّوامع » كه شرح من لا يحضره الفقيه است ، مطابقت آن را با عبارات شيخ صدوق و پدرش و فتاوى أكثر أصحاب ، متذكّر شد . و بعد از مجلسى أوّل و دوّم ، محمّد بن الحسن إصفهانى - معروف به فاضل هندى - در كتاب خود « كشف اللّثام شرح قواعد الأحكام » اين كتابرا در رديف أخبار و تعدادى روايت از حضرت رضا عليه السّلام آورده ، و گروهى از مشايخ بزرگوار ما - عطّر اللّه مرا قدهم - در اين جريان ، وارد شده‌اند . عدّه‌اى بر آن إعتماد كرده ، و جماعتى إنكار ، و گروهى متوقّف شده‌اند ! . شيخ محدّث ما - شيخ حرّ عاملى - چيزى از آن ، در وسائل الشّيعه نياورده . و در « أمل الآمل » آن را از كتب مجهول المؤلّف ، شمرده است ! . و چه‌بسا ! بعضى گمان كرده‌اند كه ؛ آن ، تأليف پدر صدوق - علىّ بن الحسين بن بابويه قمى - است ! كه در فساد اين گمان ، شكّى نيست ! اگر چه ؛ در بسيارى از عبارات ، با آن موافق است . و كتاب شرايع ، كه به او منسوب است ، عين همان رساله‌اى است كه ؛ بفرزندش نگاشته ، چنان كه نجاشى بر آن تصريح دارد ، اگر چه ؛ كلام شيخ در فهرست ، غير آن را مىرساند . علاوه بر اين ؛ نام مصنّف اين كتاب ، در أوّلش آورده شده است . فرموده : « يقول عبد اللّه عليّ بن موسى الرّضا » . و در باب غسلها فرموده : « شب نوزدهم ماه رمضان ، همان شبى است كه ، جدّ ما أمير المؤمنين ، در آن ، مضروب شد . » و در باب غسل ميّت و كفن كردنش ، فرموده : « قد روى أبي عن أبيعبد اللّه ( ع ) . . . » و در كتاب زكات : « روى أبي عن العالم عليه السّلام . . . » و در باب ريا و غيبت ، « حديث لؤلؤه » را روايت كرده ، آنگاه فرموده : « و قد أمرني أبي فقبلت هذا » و در جاى ديگر فرمود : « و ممّا نداوم به نحن معاشر أهل البيت » . رويهمرفته ؛ اين كتاب ، پر از مطالبى است كه ، إحتمال اين را كه از علىّ بن بابويه ، يا فقهاء ديگر باشد ، از بين ميبرد . بنابراين ؛ ( از دو حال ، خارج نيست : ) يا از إمام ( عليه السّلام ) است ، و يا جعلى است ! . و بخاطر حقيقت حقّ ! ورداء صدقى كه در اين كتاب ، آشكار است ! و شامل أصول و فروع و أخلاقى است كه ، با مذاهب إماميّه و آنچه از أئمّه عليهم السّلام بصحّت رسيده ، مطابق است ، إحتمال وضع و جعل آن ، بعيد است ! . در اين گونه مطالب ، داعيه‌اى براى جعل أخبار نيست ، زيرا ؛ غرض جاعلين ، از بين بردن حقّ و ترويج باطل است !