اين كتاب است . و اين كتاب ، در قم آشكار شد ، و آن نزد ما است . وثقه عادل ، قاضى أمير حسين - كه تربتش پاك باد ! - اين كتاب را تقريبا ده سال پيش ، إستنساخ كرده ، و در أكثر موارد آن ، خطّ إمام رضا عليه السّلام است . و من ، آن را مشخّص كردم ، و صورت خطّ آن جناب را بر أساس آنچه كه ؛ قاضى ترسيمش كرده ، ترسيم نمودم ! و از اينكه ؛ كتاب [ فقيه ] ، با اين كتاب ، موافقت دارد ، ظنّ قوى حاصل ميگردد كه ؛ علىّ بن بابويه و محمّد بن على ميدانستند كه اين كتاب ، تصنيف إمام عليه السّلام است ، بطوريكه ؛ صدوق ، آن را حجّت بين خود و پروردگارش قرار داده است ، . . . »
و در كتاب الحجّ ، در شرح روايت إسحاق بن عمّار [ دربارهء كسى كه ؛ در أثناء سعى ( بين صفا و مروه ) بيادش بيايد كه ؛ قسمتى از طواف را ترك كرده ، و اينكه مشهور بين أصحاب است كه ؛ هرگاه ؛ قسمتى از طواف كه فراموش شده ، كمتر از نصف باشد ، طواف و سعى ، درست است ] گفته است كه :
« آن ، موافق است با آنچه در فقه رضوى است . و گمان ميرود كه : صدوق ، يقين داشت كه اين كتاب ، تأليف إمام أبو الحسن الرّضا عليه السّلام است ! و به آن ، عمل ميكرد . و از قدما ، عدّهاى بودند كه اين كتاب ، نزدشان بود . و از آنها ، عدّهاى بر فتاواى صدوق ، كه از اين كتاب ، گرفته شده بود - بخاطر جلالت قدرش نزد آنها - إعتماد داشتند »
آنگاه ؛ از دو شيخ فاضل صالح ثقه ، حكايت مىكند كه گفتهاند :
« اين نسخه ، از قم بمكّهء مشرّفه آورده شد . و بر آن ، خطوط علماء ، و إجازهء آنها و خطّ إمام عليه السّلام ، در مواضع متعدّد آن بود » .
ميافزايد : « و قاضى أمير حسين رحمة اللّه عليه ، از آن ، نسخهاى گرفته ، و به شهر ما آورده ، و من ، نسخهاى از كتابش إستنساخ كردم . و عمده إعتمادى كه بر اين كتاب است ، مطابقت فتاوى علىّ بن بابويه ، در رسالهء خود و فتاوى فرزندش صدوق ، در [ فقيه ] با آن است ، بدون تغيير ، يا در بعضى موارد با اندكى تغيير . و از اين كتاب ، عذر أصحاب پيشين ، در آنچه كه به آن فتوى داده شده ، روشن ميگردد . »
و قاضى أمير حسين - كه هردو مجلسى از او حكايت ميكنند - همان سيّد أمير حسين بن حيدر عاملى كركى ، فرزند دختر محقّق ، شيخ علىّ بن عبد العال كركى ( ره ) است . و در دولت صفويّه ، زمان شاه طهماسب صفوى ، قاضى اصفهان و مفتى آنديار بود . و او ، يكى از فقهاى محقّق و فردى از فضلاى مدقّق بود . در تصنيف ( و تأليف ) ، زيبا مينوشت ! و يد طولائى داشت و كثير الإطّلاع بود ! . از او ، رسالهء مبسوطى يافتم كه : در نفى وجوب عينى نماز جمعه - در زمان غيبت - بود ، و نيز كتاب « النّفحات القدسيّة فى أجوبة المسائل الطّبرسيّة » و كتاب « رفع المناوات عن التّفضيل و المساوات » كه آن را براى بيان أفضليّت أمير المؤمنين عليه السّلام بر جميع پيامبران و تساويش با پيامبر ما - جز در نبوّت - تأليف كرده است . و آن ، كتاب جليلى است ! كه از فضل و ذكاوت مؤلّفش حكايت مىكند . و نيز ، كتاب إجازات ، كه در آن ، إجازهء جمع كثيرى از علماى مشهور است . منجمله ؛ دائى او ، محقّق مدقّق ، شيخ عبد العال بن محقّق شيخ على كركى ، و پسر خالهاش ؛ سيّد معتمد ، أمير محمّد باقر داماد ، و شيخ فقيه يگانه ؛ شيخ بهاء الدّين محمّد عاملى ، و همهء آنها را بعلم و فضل و فقه و ذكاوت ، توصيف كرده است . . .
و ما ، از اين سيّد أمجد ! و سند يگانه ! ، آنچه كه روايتش براى او صحيح است ، و درايتش نزد او واضح است ، با طرق زياد خودمان از علّامه مجلسى - كه تربتش پاك باد ! - از پدر او ، « مجلسى أوّل قدّس سرّه ! »
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٠٧