روايت ميكنيم . و در آن سند ، اين كتاب - كه همان فقه رضوى است - داخل است ، بطوريكه ؛ بروايت أفراد ثقه از او ، ثابت است كه اين كتاب ، از قول حضرت رضا عليه السّلام نزد او بوده ، و اين سيّد بزرگوار ، ثقه است و به چيزى ممكن ، خبر داده و إدّعاى علم كرده ! پس راست ميگويد . و حكايت فرد ثقهاى همچون مجلسى ( ره ) آن را تأييد مىكند - در آن بيانش كه ، از صدوق و پدرش تمجيد كرد ، و دربارهء چيزىكه با آن إدّعا ، مطابقت دارد و آن را تصديق مىكند ، موفّقشان دانست -
سالهائيكه در مشهد مقدّس رضوى ، مجاور بودم ، برايم پيشآمد كه در نسخهاى از اين كتاب - از كتب موقوفهء خزانهء رضوى - پى بردم كه ؛ إمام علىّ بن موسى الرّضا ( عليهما السّلام ) ، اين كتاب را براى محمّد بن سكّين ، تصنيف كرده ، و أصل نسخه را در مكّهء مشرّفه ، بخطّ إمام عليه السّلام يافتم ! به خط كوفى بود . و مولى أمير محمّد محدّث ، كه گويا صاحب رجال است ، آن را بخطّ معروف ( و متداول ) ، نقل كرده است . و محمّد بن سكّين ، در رجال حديث ، شخص واحدى است ، و آن ، محمّد بن سكّين بن عمّار نخعى جمّال است . كه ثقه است ، و كتابى دارد كه پدرش از إمام صادق عليه السّلام روايت كرده است . اين را نجاشى در كتابش آورده . در آن كتاب و در فهرست ( نجاشى ) است كه : طريق روائى بسوى او ، إبراهيم بن سليمان است . و آن ، إبراهيم بن سليمان بن عبد اللّه بن حيّان است . و طبقهء روات ، إيجاب مىكند كه ؛ از أصحاب حضرت رضا عليه السّلام باشد .
و گفته شده كه ؛ إبن أبي عمير - كه از أصحاب حضرت رضا و جواد عليهما السّلام است - از او روايت كرده است . پس ؛ محمّد بن سكّين ، از بزرگان أصحاب حضرت رضا عليه السّلام است . . .
از جمله چيزهائى كه آن را تأييد و تأكيد مىكند ، اينست كه ؛ شيخ جليل ، منتجب الدّين ، كه همان شيخ أبو الحسن ، علىّ بن عبيد اللّه بن الحسن بن الحسين بن علىّ بن بابويه قمى است ، در رجالى كه براى ذكر علماى متأخّر از شيخ طوسى نگاشته ، چنين ميگويد :
« سيّد جليل ، محمّد بن أحمد بن محمّد حسينى ، صاحب كتاب الرّضا عليه السّلام ، فاضل موثّق است » در عدّهاى از نسخ تصحيحشدهء رجال منتجب ، همينطور است . و نيز ، در كتاب « أمل الآمل » - كه از آن ، نقل كرده - همينطور است . و ظاهرا ؛ مراد از كتاب الرّضا عليه السّلام ، همين كتاب است ، . . .
و از بزرگترين شاهدها بر إعتبار اين كتاب و إنتسابش به إمام علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام ، مطابقت فتا واى دو شيخ جليل - صدوق و پدرش - با آن ، و شدّت تمسّكشان به آن است ! تا اينكه ؛ آنها ، در أكثر مسائل ، بر أساس روايات صحيح و أخبار مستفيض و غيرآن ، پيش قدم بودند . و با إختيار آنچه در اين كتاب است ، متفّقاند . و براى خاطر آن ، با أصحاب پيش از خودشان مخالفت كردند . و غالبا ؛ عين عبارت كتاب را آوردهاند . و صدوق ، آنها را در « فقيه » آورده است . و « فقيه » كتاب حديث درايه است ، و آن را به روايت ، إسناد نداده است . و از شيخ مفيد ، چنين آشكار است كه ؛ در مواردى از مقنعه ، به آن أخذ و عمل كرده ! و معلوم است كه ؛ اين بزرگان ، كه أساطين شيعه ! و أركان شريعتاند ! به جائى كه نبايد استناد كنند ، نميكنند ! و به آنچه كه نبايد إعتماد كنند ، نميكنند . و فتاواى آنها كه بمتأخّرينشان سرايت كرده ، بخاطر حسن ظنّ و شدّت إعتمادشان بر آنها است . و ميدانند كه آنها ؛ أرباب نصوصاند ! و فتوايشان عين نصّ ثابت از حجج إلهى است ! . و شهيد ( ره ) در « ذكرى » بيان داشته كه ؛ أصحاب ، به شرايع علىّ بن بابويه ، عمل ميكردند ، و مرجع و مأخذ كتاب شرايع ، همين كتاب « فقه الرّضا عليه السّلام » است . چنان كه ؛ بر كسى كه در هردو تتبّع و تفحّص نمايد ، و يكى را بر
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٠٨