خلاصه : كتاب « حلّ الإشكال » كه در آن ، « كتاب الضّعفاء » مندرج است ، بخطّ مؤلّفش سيّد بن طاووس ، تا سال يكهزار و اندى ، موجود بود . ابتداء ؛ نزد شهيد ثانى بود - چنان كه آن را در إجازهاش بشيخ حسين بن عبد الصّمد ، بيان كرده است - و بعد از او ، بفرزندش صاحب معالم ، منتقل شده ! و از آن ، كتابش را كه موسوم به « تحرير طاووسى » است ، إستخراج كرده « 1 » ، سپس ؛ آن نسخه ، عينا نزد مولى عبد اللّه تسترى ( كه در سال 1021 در اصفهان وفات يافته ) موجود بوده است . [ ألبتّه ؛ آنچنان كهنه ! كه در معرض تلف و نابودى ، قرار داشته ! ] . بخصوص ؛ عبارات « كتاب الضّعفاء » منسوب به إبن الغضائرى را به ترتيب حروف ، از آن ، إستخراج كرده و در أوّلش فقط سبب إستخراجش را بيان داشته . آنگاه ؛ شاگردش مولى عنايت اللّه قهپائى ، تمام آنچه را كه ، مولى عبد اللّه نامبرده ، إستخراج كرده ، در كتابش « مجمع الرّجال » جا داده است ! و در اين « مجمع الرّجال » كتب پنجگانه رجالى ، جمعآورى شده ، حتّى ؛ خطبههايش - عينا - در أوّل اين مجمع ، آورده شده است .
أمّا ؛ إبن الغضائرى ، كه « كتاب الضّعفاء » به او منسوب است ، نه در فهرست شيخ ، شرح حال مستقلّى دارد ! و نه در « نجاشى » ! . و مراد از إبن الغضائرى ، همان أبو الحسين أحمد بن أبى عبد اللّه حسين بن عبيد اللّه بن إبراهيم غضائرى است ، كه ؛ پدرش حسين بن عبيد اللّه « 2 » از أجلّهء مشايخ طوسى و أبو العبّاس نجاشى است . او ، معاصر اين دو نفر بود ، و شيخ طوسى در أوّل « فهرست » ، او را از شيوخ طايفه و أصحاب تصانيف ، بشمار آورده ! و با نجاشى ، در قرائت بر پدرش حسين بن عبيد اللّه شركت داشته - چنان كه ؛ نجاشى ، آن را در حالات أحمد بن حسين بن عمر ، بيان داشته است - و در قرائت بر أحمد بن عبد الواحد نيز ، مشترك بودهاند ! [ چنان كه آن را ، در شرح حال علىّ بن حسن بن فضّال ، بيان كرده است ] . بلكه ؛ چهبسا ! از شرح حال علىّ بن محمّد بن شيران ( متوفّى در سال 410 ) ظاهر مىشود كه ؛ أبو الحسين أحمد ، نيز ، از مشايخ نجاشى است . زيرا نجاشى با إبن شيران نامبرده ، نزد أبو الحسين أحمد إبن غضائرى جمع ميشدند . و إجتماع نزد عالم و حضور در مجلسش ، جز براى إستفادهء علمى از آن عالم نيست . و شايد إستظهار آية اللّه بحر العلوم رحمة اللّه عليه در « فوائد الرّجاليّه » كه فرمود : [ او ، مانند پدرش از مشايخ نجاشى است ] و جهش اين باشد . ولى ؛ بخاطر كوتاهى عمرش بعيد است - چنان كه بيان خواهيم كرد - اگر چه قهپائى هم در « مجمع الرّجال » از اين شرح حال ، آن را حمايت كرده است .
بهرحال ؛ وفاتش در حيات شيخ طوسى و نجاشى و پيش از تأليف دو كتاب اينها ، إتّفاق افتاد . زيرا ؛ در تراجم كتابهايشان ، هرجا از او يادى كردهاند ، برايش از خدا ، طلب رحمت نمودهاند ! . بلكه ؛ شيخ طوسى ، بسبب وفات او ، كه قبل از چهل سالگىاش إتّفاق افتاد ! بر او ، إظهار تأسّف مىكند ! . و در أوّل « فهرست » گفته كه ؛ شيوخ طايفه از أصحاب حديث ، براى تصانيف أصحاب و أصولشان ، فهرست تهيّه كردند ، ولى او ، در بين آنها ، كسى را نيافت كه آن را بطور كامل ، أنجام داده باشد ! يا أكثرش را بيان كرده باشد ! مگر ؛ إبن الغضائرى ، كه چنين كارى را كرده است . او ، دو كتاب تأليف كرد ، يكى در ذكر مصنّفات و ديگرى در أصول . و باندازهاى كه يافته و بر آن قادر بوده ، ايندو كتاب را كامل كرده است . جز اينكه ؛ از أصحاب ما ، أحدى ، ايندو كتاب را إستنساخ نكرده است . و او رحمة اللّه عليه ، از دنيا رفت ! و برخى از ورثهء او ، شروع به از بين بردن اين دو كتاب
هامش
( 1 ) - الذّريعه ، جلد 3 : 385
( 2 ) - كه در سال 411 از دنيا رفته است .