و روايات ، در [ إيمان جوارح و مسئوليّتش ! ] مستفيض و متواتر است . و از آن جمله ، كلينى در كافى - جلد 2 : 37 - آورده كه :
« عدّهاى از أصحاب ما ، از أحمد بن محمّد بن خالد ، از پدرش ، و محمّد بن يحيى از أحمد بن محمّد بن عيسى - جميعا - از برقى ، از نضر بن سويد ، از يحيى بن عمران حلبى ، از عبيد اللّه بن حسن روايت دارند كه ؛ حسن بن هارون گفت :
إمام صادق عليه السّلام به من فرمود :
[ يقينا ! گوش و چشم و دل ، از او - همهشان - مسئولاند ! ] « 1 »
فرمود : گوش ، از آنچه شنيده ، بازپرسى شود ! و چشم ، از آنچه نظر افكنده ! و دل ، از آنچه بدان گرويده ! . »
و ( همچنين ) وى در كافى - جلد 2 : 33 تا 37 - گفته است ؛ علىّ بن إبراهيم ، از پدرش ، از بكر بن صالح ، از قاسم بن بريد ، آورده كه ؛ أبو عمر و زبيرى ، بما إظهار داشت :
« بإمام صادق عليه السّلام گفتم :
اى عالم ! مرا آگاه ساز ! كه ؛ نزد خدا ، كداميك از أعمال ، برتر و بالاتر است ؟
فرمود : آنچه كه خدا ، جز به آن ، چيزى را نپذيرد !
گفتم : و او چيست ؟
فرمود : إيمان بخدائيكه ؛ جز او ، معبودى نيست ! كه بالاترين أعمال ، از لحاظ درجه ! و شريفترين عمل از حيث منزلت و مقام ! و بيشترين و بلندترينش از جهت نصيب و قسمت است ! . »
أبو عمرو افزود ؛
« گفتم : آيا از إيمان ، مرا با خبر نميكنى ؟ كه آيا او ، گفتار است و عمل ؟ يا گفتار بدون عمل ؟
فرمود : إيمان ، تمامش عمل است ! و گفتار ، برخى از آن عمل ! به فرض ( و واجبكردن ) خدا ، در كتابش روشن است ! و نور آن واضح ! و دليلش ثابت است . بدانوسيله ؛ كتاب ، بر او گواه است ! و او را بسويش ميخواند . »
وى افزود ؛
« گفتم : فدايت شوم ! آن را برايم توصيف كن تا بفهمم .
فرمود : إيمان ، حالات و درجات و طبقات و منازلى است . از آن ، إيمان تامّى است ! كه تمامش بإنتها رسيده . و از آن ، إيمان ناقصى است ! كه نقصانش بيّن و آشكار است . و از آن ، إيمان راجحى است ! كه رجحانش زياد است .
گفتم : براستى ؛ إيمان ، تمام شود و كم و زياد گردد ! ؟
فرمود : آرى
گفتم : آن ، چگونه است ! ؟
فرمود : براى اينكه ؛ خداى تبارك و تعالى ! إيمان را بر أعضاء و جوارح فرزند آدم ، فرض و واجب
هامش
( 1 ) -« إِنَّ السَّمْعَ ، وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا »إسراء ، آيه 36