تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
4 -
« وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » از جعفر بن أحمد ، از عبد الكريم بن عبد الرّحيم ، از محمّد بن على ، از محمّد بن فضيل ، از أبو حمزه ، از إمام باقر عليه السّلام ، روايت است در اينكه ؛ خدا ، به پيامبرش فرمود :
[ ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً ]
« 2 » « يعنى ؛ على را ، و على ، همان نور است . » و فرمود : « در اين گفتار خدا : [ هركه از بندگانمان را بخواهيم ، به آن هدايت ميكنيم ] « 3 » على ، منظور است . هركه از خلقش كه هدايت شد ، به او هدايت شد ! . و خدا به پيامبرش فرمود : [ و البتّه ؛ حتما تو ! بصراط مستقيم ، هدايت ميكنى . ] « 4 » يعنى : البتّه ، حتما تو ! به [ ولايت على ] فرمان ميدهى ! و به آن ، دعوت ميكنى ! . و على ، همان
[ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
است . صراط خدا « 5 » يعنى : على » « 6 » و از محمّد بن همام ، از سعيد بن محمّد ، از عبّاد بن يعقوب ، از عبد اللّه بن هيثم ، از صلت بن حرّ ، روايت است كه : « با زيد بن على نشسته بودم و ( اين آيه را ) خواند :
[ وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
گفت : قسم بپروردگار كعبه ! مردم ، بسوى على صلوات اللّه عليه ، هدايت شدند . از او گمراه شد ، هركه گمراه شد ! و به او هدايت جست ، هركه هدايت جست ! . » « 7 » و صفّار ، از عبد اللّه بن عامر ، از أبو عبد اللّه برقى ، از حسن بن عثمان ، از محمّد بن فضيل ، از أبو حمزه روايت كرده كه إمام باقر عليه السّلام ، در اين آيه : [ البتّه ، حتما تو ! به صراط مستقيم ، هدايت ميكنى ] فرمود : « البتّه ! حتما تو ، به [ ولايت على ] فرمان ميدهى ! و به آن ، دعوت ميكنى ! و او ، صراط مستقيم است » « 8 » * * 5 -
« هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ »
« 9 » سعد بن عبد اللّه گفت :
هامش
( 1 ) - شورى ، آيه 52 ( 2 ) - شورى ، آيه 52 ( 3 ) -« نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا »شورى ، آيه 52 ( 4 ) -« وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »شورى آيه 52 ( 5 ) -« صِراطِ اللَّهِ »شورى ، آيه 53 ( 6 ) - تفسير قمى : 606 و بحار ، جلد 35 : 367 و تفسير برهان ، جلد 4 : 133 ( 7 ) - تفسير قمى : 606 و بحار ، جلد 35 : 369 و تفسير برهان ، جلد 4 : 134 ( 8 ) - تفسير برهان ، جلد 4 : 133 و غاية المرام ، جلد 1 : 246 ( 9 ) - حجر ، آيه 41