« موسى بن جعفر بن وهب بغدادى ، از عليّ بن أسباط ، از محمّد بن فضيل ، از أبو حمزه ثمالى ، بما گفت :
از إمام صادق عليه السّلام ، از آيهء
[ قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ]
پرسيدم ، فرمود :
به خدا قسم ! على عليه السّلام است . و او ، به خدا قسم ! ميزان و [ صراط مستقيم ] است . » « 1 »
و أبو الحسن - محمّد بن أحمد بن علىّ بن الحسين بن شاذان - در مناقب صدگانهء أمير المؤمنين عليه السّلام ، گفته :
« ( منقبت ) هشتاد و پنجم : از جعفر بن محمّد ، از پدرش از علىّ بن الحسين ، روايت است كه : عمر بن خطّاب ، مقابل پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، ايستاد و گفت :
راستيكه تو ، همواره به علىّ بن أبيطالب عليه السّلام ميگوئى : [ تو ، نسبت به من ، بمنزلهء هارون ، نسبت بموسىئى ] و حال آنكه ؛ هارون ، در قرآن ، يادآورى شده ! و على ، يادآورى نشده ! .
پيامبر أكرم فرمود :
اى خشن ! اى پشت كوهى ! راستى ؛ نميشنوى كه خدا ميفرمايد :
هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ »
« 2 »
و از أبو جميله ، روايت است كه ؛ إمام صادق عليه السّلام ، از إمام باقر ، از برادرش ، دربارهء
[ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ]
فرمود :
« او ، أمير المؤمنين عليه السّلام است » « 3 »
* * 6 -
« فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 4 » كلينى در [ أصول كافى ] جلد 1 : 416 از محمّد بن يحيى ، از محمّد بن حسين ، از نضر بن شعيب ، از خالد بن مادّ ، از محمّد بن فضل ، از ثمالى ، روايت مىكند كه ؛ إمام باقر عليه السّلام فرمود :
« خدا ، به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بوحى خود - فرمود :
[ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
( . . . حتما ! تو بر صراط مستقيمى ، يعنى : )
حتما ! تو بر [ ولايت على ] هستى . و على ، همان صراط مستقيم است . »
و إبن شهر آشوب ، آن را در [ المناقب ] جلد 3 : 74 يادآور شده و گفته :
« و آن ، بدينمعنى است كه ؛ علىّ بن أبيطالب عليه السّلام ، راه بسوى خدا است ! . چنان كه گفته مىشود :
فلانى [ باب السّلطان ] است ، هرگاه با او ، بسوى پادشاه ، رابطه برقرار شود .
آنگاه ؛ البتّه ! صراط ، همان است كه ؛ على بر آن مستقرّ است . آيهء
[ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ]
« 5 » بر اين حقيقت ، آشكارا دلالت دارد .
نعمتى كه در اين آيه ، مطرح است ؛
هامش
( 1 ) - بحار ، جلد 35 : 363 و تفسير برهان ، جلد 2 : 344
( 2 و 3 ) - تفسير برهان ، جلد 2 : 344
( 4 ) - زخرف ، آيه 43
( 5 ) - فاتحه ، آيه 7