مىكند . روايت ، چنين است :
« علىّ بن الحسين ، بما خبر داد كه ؛ محمّد بن يحيى عطّار - در قم - از محمّد بن حسان رازى ، از محمّد بن على كوفى ، از إبراهيم بن محمّد بن يوسف ، از محمّد بن عيسى ، از عبد الرزّاق بر ما حديث كرد كه ؛ زيد شحّام ميگويد :
به امام صادق عليه السّلام گفتم ؛ كداميك أفضلاند ؟ حسن يا حسين ؟
فرمود ، همانا برترى أوّل ما ، ببرترى آخر ما ميپيوندد ! و برترى آخر ما ببرترى أوّل ما ملحق مىشود !
( و در نسخهاى چنين است : برترى آخر ما ، مانند برترى أوّل ما است ) پس ؛ همگى داراى فضلاند .
( زيد ، افزود كه : ) به او گفتم ؛ فدايت شوم ! برايم بازتر صحبت كنيد ، كه من - به خدا سوگند ! - جز براى طلب حقّ ، از شما سؤال نميكنم .
فرمود : ما از شجرهاى هستيم كه ؛ خدا ، ما را از طينت واحدى سرشته ! فضل ما از خدا است ! و علم ما از پيش خدا است ! و ما أمناى خدائيم بر خلقش ! و دعوتكنندگان به دينش ! و دربان ( و حجاب ) بين او و خلقش ! اى زيد ! باز هم بگويم ؟
گفتم : آرى .
فرمود : خلق ما يكى است ! و علم ما يكى است ! و فضل ما يكى است ! و همهء ما نزد خداى عزّ و جلّ ! يكى هستيم .
گفتم : از تعداد خودتان مرا باخبر سازيد .
فرمود : ما ، در آغاز آفرينشمان دوازده نفر بوديم - اينچنين - در أطراف عرش پروردگارمان جلّ و عزّ ! . . أوّل ما محمّد است ! و أوسط ما محمّد است ! و آخر ما محمّد است ! »
و در تفسير [ فرات كوفى ] : 41 و بحار ، جلد 24 : 15 از جعفر بن محمّد فزارى - بطور معنعن - از حمران ، روايت است كه :
« شنيدم إمام باقر عليه السّلام ، در آيهء
[ وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ ]
فرمود :
علىّ بن أبيطالب و أئمّه - از فرزندان فاطمه - همان صراط خداونداند ! پس هركه ؛ از آنها إبا كند ، طرق ( ديگر ) را پيموده است ! »
* 3 -
« لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ »
« 1 » عيّاشى در تفسيرش - جلد 2 : 9 - از أبو بصير ، آورده كه ؛ إمام صادق عليه السّلام فرمود :
« صراطى كه إبليس ، در آيهء
[ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ . . . ]
گفت ، همان على عليه السّلام است . »
و اين حديث را سيّد بحرانى ، در تفسير برهان ، جلد 2 : 5 و مولى محسن كاشانى ، در تفسير صافى ، جلد 1 : 568 آوردهاند .
* *
هامش
( 1 ) - أعراف ، آيه 16