از خدا ، درخواست نمودم كه آن را براى على قرار دهد ، ( خدا هم ) چنين كرد . » « 1 »
و محمّد بن حسن صفّار ، از عمران بن موسى ، از موسى بن جعفر ، از علىّ بن أسباط ، از محمّد بن فضيل ، از أبو حمزهء ثمالى روايت كرده كه :
« از إمام صادق عليه السّلام ، دربارهء
[ وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ ]
پرسيدم ، فرمود :
او ، به خدا قسم ! [ على ] است . او ، به خدا قسم : ميزان و صراط است . » « 2 »
و شيرازى از قتاده ، آورده كه :
« حسن بصرى ، دربارهء
[ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً ]
ميگويد :
اين ، راه علىّ بن أبيطالب و أولاد او است ، كه راهى است مستقيم ! و دينى است مستقيم ! . پس ؛ آن را پيروى كنيد و به آن متمسّك شويد . و آن ، البتّه ! واضح و روشن است ! در آن پيچ و خمى نيست . » « 3 »
و از جابر بن عبد اللّه روايت است كه :
« پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، زمانيكه أصحابش نزد او بودند - درحاليكه با دستش به على ، إشاره نمود - فرمود :
اين است
[ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ] ! *
پس ؛ او را پيروى كنيد . » « 4 »
و از سعد ، روايت است كه ؛ إمام باقر عليه السّلام در آيهء
[ وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ ]
فرمود :
« آل محمّد ، راهى است كه بر آن ، دلالت شده است » « 5 »
شرف الدّين نجفى در [ تأويل الآيات الباهرة ] گفته :
« علىّ بن يوسف بن جبير ، در كتابش [ نهج الإيمان ] يادآور شده كه :
صراط مستقيم - در اين آيه - همان علىّ بن أبيطالب است . » « 6 »
و در تفسير [ فرات كوفى ] صفحه 43 ، از محمّد بن حسين بن إبراهيم - بطور معنعن « 7 » - از إمام باقر عليه السّلام روايت است كه :
« أبو برزه ، بما گفت : زمانيكه نزد رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم ، با دستش به علىّ بن أبيطالب ، إشاره نمود و فرمود :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 8 »
در اينهنگام ، مردى گفت : آيا چنين نيست كه خدا ، منظورش - تنها - برترى اين صراط ( و اين إسلام ) است بر ما سواى خود ؟
هامش
( 1 ) - بحار ، جلد 35 : 364 و غاية المرام ، جلد 1 : 247
( 2 ) - غاية المرام ، جلد 1 : 246 و جلد 2 : 434 و تفسير برهان ، جلد 1 : 563
( 3 ) - غاية المرام ، جلد 2 : 434
( 4 ) - غاية المرام ، جلد 2 : 435 و تفسير برهان ، جلد 1 : 563
( 5 ) - تفسير عيّاشى ، جلد 1 : 384 ، و بحار ، جلد 24 : 14 .
( 6 ) - تفسير برهان ، جلد 1 : 563
( 7 ) - حديثى را [ معنعن ] گويند كه در همهء سندش لفظ [ عن فلان ] بيان شده باشد .
( 8 ) - أنعام ، آيه 153