( أوّلا : ) نعمت إسلام است ، بدليل آيهء
[ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ]
« 1 »
و ( ثانيا : ) علم است ، بدليل آيهء
[ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ]
« 2 »
و ( ثالثا : ) فرزند پاك و پاكيزه است ، بدليل آيهء
[ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ . . . ]
« 3 »
و ( رابعا : ) إصلاح زوجات است ، بدليل آيهء
[ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ ]
« 4 »
و در اين نعمتها ، على عليه السّلام ، بالاترين نقطه را دارا بود . »
و كلينى در [ روضهء كافى ] ، روايتى با سندهايش بإمام صادق عليه السّلام رسانده ، كه او فرمود :
« خداى تعالى ! به پيامبرش - بوحى خويش - فرمود :
[ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
و او گفت : بارالها !
صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ،
چيست ؟
فرمود : ولايت علىّ بن أبيطالب ! پس ؛ على ، همان
[ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
است . » « 5 »
و شيخ موثّق ، محمّد بن عبّاس بن ماهيار ، در تفسيرش گفته :
« عليّ بن عبد اللّه ، از إبراهيم بن محمّد ، از عليّ بن هلال ، از حسن بن وهب ، از جابر بن يزيد ، از إمام باقر عليه السّلام ، بر ما روايت نمود كه او ، در آيهء
[ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ]
فرمود :
دربارهء علىّ بن أبيطالب است . » « 6 »
و حافظ - إبن مغازلى شافعى - در كتابش [ مناقب علىّ بن أبيطالب ] « 7 » آورده كه :
حسن بن أحمد بن موسى غندجانى ، بما خبر داد كه ؛ هلال بن محمّد حفّار ، از إسماعيل بن علىّ ، گفت :
پدرم على ، از علىّ بن موسى الرّضا روايت دارد ( كه فرمود : ) پدرم موسى بما گفت : پدرم جعفر ، چنين فرمود كه ؛ پدرم محمّد بن على - إمام باقر - از جابر بن عبد اللّه أنصارى ، روايت دارد كه :
رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، در حجّة الوداع - درحاليكه من نسبت به او ، نزديكتر از همه بودم - در منى بياناتى فرمود ، تا اينكه إظهار داشت :
نبينم كه شما - بعد از من - بكفر و ناسپاسى برگرديد ! نتيجة ! برخى ، ديگرى را گردن بزند ! . قسم به خدا ! اگر شما ، چنان وضعى پيدا كرديد ! و چنين فعلى از شما سرزد ! يقينا ؛ در سپاهى كه با شما در زد و خورد است ، مرا ميشناسيد !
آنگاه ؛ به پشت سرش توجّهى نمود و سپس گفت :
[ مگر ؛ على ! مگر ؛ على ! مگر ؛ على ! ]
و ديديم كه جبرئيل ، به او إشاره كرد و خداى عزّ و جلّ ! اين آيه را بدنبالش نازل فرمود :
هامش
( 1 ) - لقمان ، آيه 20
( 2 ) - نساء ، آيه 113
( 3 ) - آل عمران ، آيه 33
( 4 ) - أنبياء ، آيه 90
( 5 ) - بحار ، جلد 35 ، آيه 367
( 6 ) - تفسير برهان ، جلد 4 ، صفحه 145 و غاية المرام ، جلد 1 ، صفحه 247
( 7 ) - نسخهء خطّى . ( اين كتاب ، در تاريخ 1394 در ايران چاپ شده ، و اين حديث ، در صفحه 274 موجود است . )