تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
پيدا كند ، رخصت و إجازه است . و اگر بگناهان ، تعلّق يابد ، نهى و عدم ممانعت از گناهان بجبر است - چون ، بايستى ؛ آزمايش و تكليف و إمتحان ، تحقّق يابد - چنان كه در حديث [ يزيد بن عمير ] در عيون ، وارد است . او ، با سندش ميآورد كه ؛ « بعرض إمام رضا عليه السّلام رساندم : آيا ؛ براى خداى عزّ و جلّ ! در آن ، مشيّت و إراده‌اى است ؟ فرمود : امّا ؛ طاعات ( و عبادات ) : إراده و مشيّتش در آنها ، فرمان بطاعات ! و رضا بطاعات ! و كمك بر آنها است . و إراده و مشيّت او ، در گناهان ، نهى و عدم رضايت از گناهان ! و رهاكردن معاصى و گناهان است . گفتم : آيا ؛ براى خدا ، در آنها ، داورى و قضا است ؟ فرمود : آرى ! هيچ فعلى - از خير و شرّ - از بندگان ، سر نزند ، جز اينكه ؛ براى خدا ، در آن ، داورى و قضا است . گفتم : پس ؛ معنى اين قضا چيست ؟ فرمود : حكم و داورى بر آنها ! بچيزيكه ؛ آن را مطابق رفتار و كردارشان - از ثواب و عقاب دنيا و آخرت ، - مستحق شده‌اند . » « 1 » و شيخ بزرگوار ما - صدوق - در توحيد خويش ، از حمزة بن حمران ، با سندش آورده كه ؛ وى گفت : « بعرض إمام صادق عليه السّلام ، رساندم : خدا ، كار ساز تو باشد ! من عقيده‌ام اينست كه ؛ براستى ! خدا ، بندگانرا جز ، به آنچه توان و إستطاعت دارند ، مكلّف نساخته ! و آنها از آن تكليف ، كارى صورت ندهند ، مگر ؛ بمشيّت و إراده و قضا و قدر إلهى . فرمود : اين ، دين خدا است ، كه من و پدرانم برآنيم . » آنگاه ؛ صدوق ، ميافزايد : « مشيّت خدا و إراده‌اش در طاعات ( و عبادات ) ، فرمان به آنها و خوشنودى است . و در معاصى ، نهى گناهان و منعشان با [ راندن و دور باش ! و ترساندن ] است . » « 2 » و إراده‌ايكه ؛ در دعاى إمام سجّاد سلام اللّه عليه - در صحيفهء آن بزرگوار - آمده ، مراد ، همين معنى است . ميفرمايد : « سپس ، ( آفريدگانرا ) وادار نمود كه طريق إرادهء او را بپيمايند . » « 3 » يعنى : طريق أمر و نهيش را ( بپيمايند ) و نيز ، مراد ، همين معنى است ، كه فرمود : « بار إلها ! و من ، براستى ؛ از هرچه با إرادهء تو ، مخالف است ( بيزارم و ) بسويت برميگردم ! . . . » « 4 » اين عبارت فشرده‌اى است كه ؛ فرمايش ديگر آن جناب - در دعاى خويش - آن را گسترش ميدهد . به اين ترتيب :
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ( ع ) جلد 1 : 101 و 102 ( چاپ نجف ) ( 2 ) - توحيد : 346 ( 3 ) - صحيفهء سجّاديّه ، دعاى أوّل . ( 4 ) - صحيفهء سجّاديّه ، دعاى 31 .