تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

إرادهء تكوين و تشريع

اين إراده و مشيّت حادث ( نيز ) به تمام أشياء و موجودات ، تعلّق دارد ، امّا ؛ تعلّقش به آنها ، گوناگون است . باختلاف و دگرگونى متعلّقاتش مختلف و دگرگون مىشود . هرگاه ؛ بأفعال خود او - سبحانه ! - تعلّق پيدا كند ، بمعنى : [ إيجاد ، و رضا بايجاد ] است . و [ إرادهء تكوينى ] ناميده مىشود ، و بأمر [ إرادى إيجادى ] ، هستى پذيرد ! و آنجا ، گفتار و أمر و نهيى نيست ! بلكه ؛ آفرينش و إيجاد است . چنان كه إمام سجّاد عليه السّلام ، در دعايش فرمود : « أشياء ، بمشيّت تو - بىگفتنت - فرمانبردارند . و به إراده‌ات - بىنهى تو - بازداشت شده‌اند . » « 1 » و حديثى كه ؛ شيخ بزرگوار ما - صدوق - در توحيد و عيونش ، از صفوان بن يحيى ، روايت كرده ، به اين واقعيّت ، صراحت دارد . گفت : « بعرض إمام رضا عليه السّلام رساندم كه ؛ از إرادهء خدا ، و إرادهء آفريدگان ، مرا آگاه كن ! فرمود : إرادهء مخلوق ، ضمير باطن است . و بعد از آن ، فعلى كه براى او آشكار مىشود . و امّا ؛ از خداى عزّ و جلّ ! : إراده‌اش إحداث و پديد آوردن او است ، نه چيز ديگر . براى اينكه ؛ او ، نظر و تعقّل و همّى ندارد ! و تفكّر نكند ! . اين صفات ، از ( آستان پاك ) او ، بدور است و از صفات آفريدگان ، بشمار آيد . پس ؛ إرادهء خدا ، همان فعل او است ، نه چيز ديگر . به آن ميگويد : باش ! - بلادرنگ ! - مىباشد . بدون گويائى و لفظى [ به زبان ] ! و بدون همّت و كوشش و تفكّر ! و بدون اينكه ؛ براى آن فعل ، چگونگى باشد . چنان كه خودش بدون كيف و چگونگى است ! » « 2 » و در آن ( إراده ) ، سرپيچى و تخلّف نيست . و منحصرا ؛ وقوع [ مأموربه ] « 3 » از او مطلوب است . و با مشيّت حق ، هماهنگ است ! و مشيّت حق - نيز - با او موافق ! . البتّه ! از آن ، سر باز نميزند ! و بناچار ، آنچه [ إراده شده ] ، واقع مىشود . و اينست معنى گفتار خداى تعالى ! كه فرمود : « همانا ؛ گفتار ما بشيئى ، ( چنين است ! ) هرگاه ؛ آن را إراده نموديم كه به آن بگوئيم : باش ! - بلادرنگ ! - مىباشد » « 4 » و اگر ؛ اين إراده ، به چيزى متعلّق گردد كه از أفعال خود او نيست ، [ إرادهء تشريعى ] ناميده شود . و هر گاه ؛ بطاعات ( و عبادات ، ) تعلّق گيرد ، بمعنى [ فرمان بطاعات و رضا بطاعات ] است . و اگر ؛ بشيء مباح ، تعلّق
هامش
( 1 ) - « فهى بمشيّتك دون قولك مؤتمرة ، و بإرادتك دون نهيك منزجرة » صحيفهء سجّاديّه ، دعاى 7 ( 2 ) - كافى ، جلد 1 : 109 و توحيد صدوق : 147 و عيون أخبار الرّضا ( ع ) ، جلد 1 : 97 ( چاپ نجف ) ( 3 ) - [ مأموربه ] ، يعنى : شيئى كه ؛ أمر خدا بر آن ، تعلّق گرفته است . ( 4 ) -« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »نحل ، آيهء 40
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 101 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / شاهمرادى