آهسته سخن مىگويند .
أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى
؛ خداى دلهايشان را آزموده و آن را براى تقوا خالص كرده است ، گويند امتحن فلان لامر كذا ( و جرّب ) ، فلانى در فلان كار مهارت يافته و در آن كوتاهى و تقصير نمىكند يا امتحان را بجاى معرفت نهاده چرا كه هر چيزى با آزمودن ثابت مىشود و گويى فرموده است خدا دلهاى آنها را براى تقوا شناخته است و لام در للتقوى متعلّق به محذوف است چنان كه گويند انت لهذا الأمر ؛ يعنى براى اين كار هستى و مخصوص آن مىباشى شاعر مىگويد :
اعدّاء من لليعملات على الوجى
؛ « 1 » « لام » با معمول خود ( تقوى ) بنا بر حال بودن منصوب است .
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ
؛ آنها كه تو را از پشت و جلو حجرهها صدا مىزنند ، « من » در
مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ
، براى ابتداى غايت است و منظور از ندا خواندن و صدا زدن از همانجاست و حجره و بقعه ، زمين سنگچين شدهاى است كه ديوارى پيرامون آن باشد و از فعله به معناى مفعول است مانند غرفه و قبضه و مقصود حجرههاى زنان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است روايت شده كه هيأت اعزامى بنى تميم در هنگام ظهر ( نيمروز ) به قصد ديدار پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به مدينه آمدند در حالى كه حضرت خوابيده بود و فرياد زدند اى محمّد بيرون پيش ما بيا ، پيامبر بيدار شد و بيرون آمد پس اين آيه نازل شد « 2 » .
أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
؛ خداوند جهل و سفاهت آنان را به خاطر اين عملشان تثبيت
هامش
( 1 ) - مصراع دوم شعر اين است :و اضياف بيت بيّتوا لنزول، بعد از شما كسى براى فرياد رسى مركبهايى كه بسيار زحمت مىكشند و با سم سوده راه مىروند باقى نمانده است و پس از مرگ شما كسى نيست كه از مهمانانى كه به قصد استراحت به خانهء شما وارد مىشوند پذيرايى كند .
( 2 ) - روى انّ وفد بنى تميم اتوا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله وقت الظهيرة و هو راقد فنادوه يا محمّد اخرج الينا فاستيقظ فخرج فنزلت .